روح-داستان واقعی
دو دانشمند که در مورد روح تحقیق می کردن به همدیگه قول میدن که هر کودوم زودتر مردن تو جلسه احضار روح حاضر بشن و توضیحاتی از مرگ و جایی که رفتن بدن اتفاقا یکی از اونها به اسم لومن در سن 72 سالگی می میره و در جلسه احضار روح حاضر می شه و گارنس که زنده بود سوالاتی می پرسه که اینجا واستون می نویسم
گارنس:تفاوت بین روح و جسم چیست؟
لومن:انسان اصولا از سه عامل پدید امده جسم.جسم لطیف افلاکی.و روح.برای رون شدن انچه که گفتم باید در باره ی هر کدام توضیحی بدهم.
اول جسم مادی یا جسد که از اجتماع اتم ها و مولکول های فراوانی تشکیل یافته و انها هستند که جسم فیزیکی یا مادی ما را می سازند این جسم ما در زندگی دائما در حال تغییر و تجدید سلولهاست دوم جسم افلاکی که برخلاف جسد مادی سیال و رقیق و ظریف است و به واسطه ان است که روح اصلی و جسد با یکدیگر ارتباط پیدا می کند (پریسپری) سوم روح که وجودیست پاک و با ادراک و با شعور و متفکر که چیزی را در ان راهی نیست و همواره ثابت باقی می ماند و به جسم ادمی فرمانروایی می کند.
گارنس:حالا کجا هستی ؟
لومن:به حدی ازاد و رها بودم که می توانستم هر سیاره ای را که اراده کنم در فضا ببینم.ناگهان دریافتم که در ان لحظه روی سیاره ای قرار گرفتم که به سیاره ی (کاپلا)مشهور است و تقریبا 71 سال نوری از زمین فاصله دارد و خودت می دانی سال نوری یعنی چه.
گارنس:اگر حساب کنیم که نور در هر ثانیه 300000 کیلومتر را طی می کند و فاصله ی زمین تا کره ی ماه را اندکی بیش از یک ثانیه می پیماید انوقت است که دقیقه و ساعت و ماه و سال نوری سر به فلک می کشد خدا می داند که 71 سال نوری چند میلیارد کیلو متر است.
لومن: فاصله کاپلا تا کره ی زمین 681 تریلیون و 568 میلیارد کیلو متر است و من حوادث روی زمین را از این فاصله تماشا می کردم و به همین جهت بود که مناظر مربوط به 71 سال قبل را می دیدم زیرا نور درست 71 سال طول می کشید تازمین به سیاره ای که من در ان بودم می زسید تو خود بهتر می دانی که توسط نور ما همه چیز رامی بینیم به عبارت دیگر نوری که حوادث ان هنگام کره خاک را نمایان می کرد 71 سال در راه بود تا به کاپلا برسد.
گارنس:در سیارات دیگر هم موجود هوشمند و عاقل مانند انسان هست؟
لومن:تو خیال کردی فقط ما ادمها گل سر سبد خلقت خداوند هستیم در سیارات دیگر بنابر وضع و موقعیتی که دارند (نه در تمام سیارات بلکه در پاره ای از انها)موجودات هوشمندی به سر می برند که هم از لحاظ شکل و قیافه با ما متفاوت هستند و هم از لحاظ وضع زندگی برایمثال در سیاره ای که جو ان انباشته از مغناطیس و یا نوعی الکتریسیته است مخلوقاتش نیازی به دستگاه گوارش خون مانند ما ندارند انها نیروی الکتریسیته را از فضای پیرامون سیاره به خود جذب می کند و به وسیله ان عمل تغذیه را انجام می دهند برای اینگونه موجودات دهان و بینی و معده و روده و کبد لازم نیست در برخی سیارات مردم متفکری هستند که انچه ما به چشم می بینیم انها نمی بینند و انچه را ما نمی توانیم مشاهده کنیم انها به وضوح به نظر می اورند برای توضیح ان مردم تمام اشعه نامرئی از قبل اشعه مجهول و مادون قرمز و بنفش را می بینند.
گارنس:بنابراین شکل و قیافه انها هم باید با شکل و قیافه ی ما متفاوت باشد؟
لومن:البته انهایی که احتیاج به دستگاه گوارش ندارند قسمت عمده ساختمان بدنشان تغییر شکل می دهد این مردم ممکن است گازهای مختلفی را که در حکم غذاست با تنفس خود استنشاق کنند و به درون بدن خود بفرستند بنابر این دستگاه تنفس اینگونه موجودات بهتر و کامل تر است تقریبا ماهی در اقیانئس عملی نظیر کار انها انجام می دهد از همان ابی که می بلعد و به داخل ابشش های خود می فرستد مواد غذایی اب دریا را می گیرد و به مصرف می رساند شما انساتها خیلی عاجز و درمانده هستید و طبیعت شما را به وضع خاصی پدید اورده است شما فقط چند حس ناقص دارید که تصور می کنید تمام کارها را این حسها برای شما انجام می دهند در صورتیکه واقعیت این نیست برای مثال چشم شما امواج نوری کمتر از 458 تریلیون در ثانیه را نمی تواند درک کند و همین طور امواج بالاتر از 727تریلیون در ثانیه از حد و توانایی دید شما خارج است به همین ترتیب گوش شما قادر است صداهای کمتر از 40 نوسان در ثانیه و بالاتر از 3600 نوسان در
ثانیه را بشنود در صورتیکه حیوانات و حشراتی روی زمین هستند که از شما در این زمینه قویترند و صداهایی را می شنوند و امواج نوری خاصی را مشاهده
می کنند که شما انسانها به قول خودتان اشرف مخلوقات از درک انها عاجز هستید اما هوشمندان سیارات دیگر اندامهای حساسی دارند که به واسطه انها دنیاهای رنگارنگ و حیرت اوری را با نواهای اسمانی به حیطه ی ادراک خود می کشند و تارهای عصبی و مغز تکامل یافته انها مسائلی را مد نظر قرار می دهد که حتی مطرح کردن این مسائل برای شما از حدود تصور و تخیل هم بیرون است چون از خوان گسترده طبیعت جز اندکی چیزی بیشتر نصیب شما نمی شود شما هنوز قادر به ادراک امواج محبت وفاداری دوستی و دشمنی یا احساس قبل از وقوع حوادث نمی باشید خبر ندارید مغناطیس مواد حیوانی و گیاهی یا معدنی چگونه است یا میل ترکیبی اجسام از چه قرار است شما انسانها می دانید مثلا یک کوه با عظمت و یک ذره در خاک هر دو از اتم تشکیل شده اند اما با چشمانتان نمی توانید گردش انها را ملاحضه کنید و به ظاهر کوه در نظر شما فقط توده ای بزرگ از سنگ ثابت و بی حرکت است از همه مهمتر شما ادمها که اینقدر ادعا دارید هنوز به این موضوع پی نبرده اید که تمام صداها و حرکات و اعمال شما و مشخصات شما در هر لحظه ضبط و ثبت دفتر روزگار می شود (همان طور که تصویر روی فیلم سینما یا صدا روی نوار مغناطیسی ضبط می شود) و بعدا باز قابل بهره برداری است شما خبر ندارید کلیه رفتار و کردار شما از نیک و بد دوستی و دشمنی چه در شب چه در روز در تمام لحظات بر بالهای نور می نشیند و به فراخنای کهکشان ها پرواز می کند و این وضع همچنان ادامه دارد و نور وسیله ایست که جزییات اثار وجودی شما را تا دوردست ابدیت می برد و در دفترحساس خلقت ثبت می کند به طوری که برای همیشه حالات و رفتار و گفتار و اندیشه شما باقی می ماند و ممکن است روزی بازپرس خلقت به این گنجینه ی اعمال دست یابد.
در دایره المعارف قرن بیستم که از کتابهای مرجع پرقدر و منزلت است در بخش روح و احضار روح نام چهل و هفت تن از دانشمندان مشهور که به واقعیت علم ارواح اعتراف کرده اند آمده است. در میان اسامی این گروه که از استادان بزرگ آمریکا و فرانسه و انگلستان و ایتالیا هستند نام سرویلیام کروکس رئیس انجمن علمی سلطنتی بریتانیا راسل والاس فیزیو لوژیست سرشناس انگلیسی و دوست نزدیک داروین اکسون استاد دانشگاه اکسفورد ویکتور هوگئ نویسنده معروف فرانسوی کامیل فلاماریون ریاضیدان و دانشمند فضاشناس دومرگان رئیس جمعیت ریاضی دانان انگلستان سرالیور لاج استاد دانشگاه بیرمنگام و لردبالفورد سیاستمدار مشهور انگلیس بیش از همه جلب توجه می کند .
این دایره المعارف می نویسد این گروه چهل و هفت نفری را از میان هزارتن که تحت عنوان دانشمند و محقق در رشته ی جدید احضار ارواح و روح شناسی کار کرده اند برگزیده است و گواهی صریح اکثر این دانشمندان را با مشاهدات آنها در تایید وجود ارواح نقل میکند.
جالب توجه آنکه برخی از این دانشمندان بنام قبل از بررسی در علم جدید از مخالفان احضار ارواح و حتی وجود روح بودند.لکن پس از آنکه در چند جلسه آزمایش.
روحی حاضر شدند به کلی تغییر عقیده دادند و خود در سلک موافقان علم ارواح درامدند و فتواهایشان خود دلیل و شاهد بز این مدعاست.
فی المثل اولیور لاج در مجلسی که گروهی از دانشمندان حضور دارند به آنها می گوید :ما پس از مرگ زنده خواهیم بود این مطلب را از آن جهت اظهار می کنم که شخصا با بعضی از دوستانم که فوت شده اند صحبت کرده ام . ارتباط با ارواح کاملا ممکن است و من همینطور که می توانم با حاضران در این مجلس سخن بگویم با دوستان متوفای خود نیز گفتگو کرده ام و از روی یقین و اعتماد کامل عرض می کنم که پس از مرگ زنده و باقی هستیم.
ویلیام کروکس رئیس انجمن علمی سلطنتی بریتانیا در مقابل صد ها نفر از همکارانش درباره ی احضار ارواح صریحا اظهار می کند :من نمی گویم این موضوع امر ممکنی است بلکه می گویم یک واقعیت عینی است (در کتاب معروفش پدیده های روحی که بارها به چاپ رسیده است می نویسد:) این یک نوع بزدلی و ترس ادبی است که من به خاطر وحشت از استهزاکنندگان که هیچگونه اطلاعاتی در زمینه ی علم ارواح ندارند و نمی توانند بر ضد اوهامی که خود به آنها پای بند هستند قضاوت کنند شهادت خود را درباره ی ظهور ارواح کتمان کنم.من در نهایت صراحت آنچه را در این مورد با چشم خودم دیده ام و با تجربیات پی درپی و دقیق آزمایش کرده ام برای شما می نویسم.
بالاخره راسل والاس که در کشف قانون تنازع بقا و انتخاب طبیعی همکار داروین بود در کتابش به نام شگفتیهای عالم ارواح می نویسد :من اصلا یک فرد مادی بی چون و چرا بودم و در هیچ نقطه از فکر من محلی برای قبول مسئاله وجود روح نبود.اما سرانجام ملتفت شدم که مشاهدات عینی و احساسی را نمی توان نادیده گرفت و آنها را بی دلیل رد کرد.این مشاهدات به تدریج محلی از فکر و اندیشه مرا اشغال کرد تا آنجا که نتوانستم عاملی برای آنها به غیر از ارواح پیدا کنم.