لرزش دستها



لرزش دست


لرزش ممکن است در هر سنی رخ دهد اما در افراد میانسال و مسن تر شایع تر است  که ممکن است گاه به گاه، به طور موقت و یا متناوب رخ دهد لرزش غیر عمدی حرکات ریتمیک بخشی از بدن است که به صورت عقب و جلو رفتن ( دستها، بازوها، سر، صورت، صدا، تنه و پاها ) رخ دهد رعشه در هر سنی رخ می دهد ولی در افراد میانسال و مسن تر شایع تر است.

لرزش بطور کلی عملکرد نادرست بخشی از مغز است که کنترل حرکات عضلانی در سراسر بدن و یا در مناطق خاصی مانند ( دست ) را به عهده دارند.
چند اختلال عصبی مانند مولتیپل اسکلروزیس، سکته مغزی، آسیب مغزی وجود دارد که به علت آسیب رساندن به مغز و سلول های  عصبی سبب لرزش دست می شوند مواردی مانند قطع مصرف الکل، اختلالات تیروئید، نارسایی کبدی و مسمومیت با لیتیوم نیز با لرزش همراه است. خستگی، اضطراب، استرس، پیری، قند خون پایین، مصرف مواد مخدر و بعضی از داروها مانند آمفتامین، کورتیکواستروئید ها و مصرف نوشیدنی های کافئین دار بیش از حد نیز می تواند سبب لرزش دست شود.

علل لرزش دست

لرزش در حالت استراحت: وقتی که دست در حال استراحت است لرزش دارد و با کمی حرکت از بین می رود.
پارکینسون یک بیماری است که به علت سطح پایین ماده شیمیایی دوپامین در مغز است و لرزش دست در حالت استراحت ظاهر می شود و با حرکت از بین می رود لرزش دست با استرس و اضطراب افزایش می یابد. در پارکینسون چانه، لب ها، پاها و تنه هم ممکن است دچار لرزش شود و علاوه بر آن بیمار دچار سفتی عضلات و کندی حرکات می شود داروهای ضد پارکینسون در کنترل لرزش موثر است.
لرزش ناشی از داروها مانند نورولپتیک ها، متوکلوپرامید و پروکلرپرازین می تواند سبب لرزش در حالت استراحت مانند پارکینسون شود
ضایعات عروقی مغز میانی می تواند سبب لرزش در حالت استراحت شود که با یک ضایعه عروقی در سیستم عصبی مرکزی همراه است
لرزش هایی که با فعالیت ایجاد می شود.
لرزش عمدی: این نوع لرزش معمولاً در پایان حرکات هدفمند مانند نوشتن، فشار شاسی زنگ و یا رسیدن به یک شیء رخ می دهد.
لرزش مخچه : مخچه بخشی از سیستم عصبی مرکزی مسئول حرکات و تعادل است. شرایطی مانند اسکلروز، سکته مغزی، تومور و ضایعاتی که در مخچه ایجاد می شود لرزش مخچه ای لرزشی آهسته است که در پایان حرکات ارادی رخ می دهد. معمولا در پایان حرکات هدفمند مانند فشار یک دکمه یا لمس نوک بینی رخ می دهد. استفاده بیش از حد از فنی توئین، والپروات سدیم، آمیودارون و الکلیسم مزمن می تواند سبب لرزش مخچه ای شود لرزش مخچه ای اغلب نامنظم و تشنجی است بیمار راه رفتن غیر طبیعی، ناهماهنگی اندام، حرکت سریع و غیر ارادی چشم و تغییر در گفتار را نشان می دهد.
بیماری ویلسون: بیمار از متابولیسم غیر طبیعی مس رنج می برد افزایش تونیسته عضلانی، سفتی و حرکات آهسته، حلقه کایزر فلشر  Kayser-Flaischer rings در چشم و فعالیت غیر طبیعی کبد در این بیماران وجود دارد.
ترمور پاسچر: این نوع لرزش وقتی اتفاق می افتد که بازو، پا یا دست در یک موقعیت برای یک دوره از زمان در برابر نیروی کشش زمین قرار گیرد مانند وقتی در حال نوشتن، نگه داشتن بازو و یا نگه داشتن یک کلاه هستیم رخ می دهد.
لرزش خوش خیم اساسی: Essential Tremor رایج ترین شکل لرزش است و در سن بیش از 40 سال ایجاد می شود این حالت معمولاً روی دست تاثیر می گذارد ولی ممکن است روی سر، صدا، زبان، و تنه نیز اثر بگذارد. علائم لرزش اساسی شروع تدریجی دارد و با حرکت بدتر می شود ممکن است با استرس عاطفی، خستگی، کافئین و تشدید دما بدتر شود. که بیشتر در موقع نوشتن، لباس پوشیدن و یا خوردن رخ می دهد.
لرزش فیزیولوژیک: این لرزش در هر فرد طبیعی رخ می دهد و به ندرت با چشم قابل رویت است شدت لرزش با اضطراب یا ترس افزایش می یابد این نوع لرزش با قرار دادن یک تکه کاغذ بر روی دست مشخص می شود و شدت آن  با داروهای ضدافسردگی و سیمپاتومیمیتیک ها افزایش می یابد.
پرکاری تیروئید: در این بیماری سطح هورمون تیروئید بالا است و لرزش دست در موقع حرکت دست ایجاد می شود و کاهش وزن نیز به همراه آن وجود دارد.
لرزش دیستونیک: در افراد در تمام سنین و در بخشی از بدن که تحت تاثیر دیستونی ( موضع گیری غیر طبیعی با توجه به تونیسیته عضله ) است رخ می دهد و با استراحت کامل و یا از طریق لمس کردن قسمت آسیب دیده بدن از بین می رود.
هیپوگلیسمی: وقتی سطح قند خون پایین باشد لرزش دست ایجاد می شود که با درمان برطرف می شود بیمار همچنین ممکن است دارای علائم تعریق و تشنج نیز باشد. که با استفاده از الکترود های قابل کاشت برای ارسال سیگنال و یا فرکانس بالا به تالاموس انجام می شود.
سندرم کوشینگ: در این سندرم به علت افزایش سطح آدرنالین در خون لرزش دست ایجاد می شود.
نوروپاتی محیطی: حالتی است که در اثر اعصاب محیطی ایجاد می شود مانند دیس گاماگلوبولینمیا که سبب لرزش جنبشی یا وضعیتی می شود.
اضطراب: اضطراب و حملات حراس معمولاً سبب لرزش پاسچر مخصوصاً در افراد جوان می شود بیماران همچنین ممکن است از تپش قلب، درد قفسه سینه و احساس خفگی شکایت کنند. 
داروها: دوز بالا یا قطع ناگهانی داروهایی مانند ( مواد مخدر، آمفتامین، آگونیست های بتا آدرنرژیک، کافئین، سیکلوسپورین، کوتیکواستروئید ها، والپروات سدیم، تئوفیلین، هورمون های تیروئید و داروهای ضد افسردگی ) می تواند سبب لرزش شود.
علائم قطع مصرف الکل: قطع مصرف الکل پس از مصرف طولانی مدت می تواند سبب لرزش دست شود و ممکن است با علائم دیگری مانند ( تعریق، اضطراب، تهوع و استفراغ، سردرد و بی خوابی و در برخی از بیماران توهم و تشنج ) همراه باشد.

تشخیص لرزش دست

پزشک با معاینات فیزیکی مشخص می کند که لرزش در حال فعالیت یا استراحت رخ می دهد پزشک همچنین قدرت عضلانی و رفلکس ها را بررسی می کند ارث و سابقه خانوادگی مثبت نیز مهم است آزمایشات خون و ادرار می تواند نقص عملکرد تیروئید و سایر علل متابولیک را مشخص کند تصویر برداری MRI نقص ساختاری یا انحطاط مغز را مشخص می کند. پزشک همچنین یک معاینه عصبی برای ارزیابی عملکرد عصب، و مهارت های حسی و حرکتی را انجام می دهد و همچنین ممکن است الکترومیوگرام برای تشخیص مشکلات عضله و عصب سفارش دهد. این تست پاسخ عضله به تحریک عصب است. و فعالیت غیرارادی ماهیچه اندازه گیری می شود.
لرزش در حالت استراحت در کنار عضلات سفت و سخت و جنبش های آهسته می تواند پارکینسون باشد. 
لرزش همراه با ضربان قلب بالا و کاهش وزن به علت سطح بالای هورمون تیروئید است.
لرزش در یک بیمار دیابتی ممکن است به علت مصرف داروی بیش از حد و در نتیجه سطح قند خون پایین باشد.

درمان ترمور یا لرزش

لرزش فقط با درمان علت لرزش بر طرف می شود مثلا در پارکینسون از دوپامین و داروهایی مانند دوپامین ( Pramipexole, ropinirole ) و سایر داروها مانند ( هیدروکلرید آمانتادین و داروهای آنتی کلینرژیک ) استفاده می شود.
لرزش اساسی را ممکن است با پروپرانولل یا دیگر بتا بلوکرها مانند نادولل و پریمیدون یا داروی ضد تشنج درمان می کنند.
لرزش مخچه ای معمولاً به درمان پاسخ نمی دهد.
لرزش دیستونیک ممکن است به کلونازپام، داروهای آنتی کولینرژیک و تزریق داخل عضلانی  سم بوتولینوم پاسخ دهد.
در لرزش فیزیولوژیک از مسدود کننده های بتا استفاده می شود. و اگر علت آن اصلاح نشود برگشت پذیر است.
فیزیوتراپی ممکن است به کاهش لرزش و بهبود هماهنگی و کنترل عضلانی برای بعضی از افراد کمک کند یک فیزیوتراپیست موقعیت لرزش، کنترل عضلانی، قدرت عضلانی و مهارت های عملکردی را ارزیابی می کند و فرد را به استفاده از بریس برای اندام آسیب دیده آموزش می دهد. 
مداخله عمل جراحی از قبیل ( thalamotomy) و تحریک عمیق مغزی ممکن است انواع خاصی از لرزش را تسکین دهد این جراحی هنگامی که لرزش شدید است و نمی توان با دارو کنترل کرد استفاده می شود
تحریک الکتریکی مناطقی از مغز که کنترل حرکات را به عهده دارند این درمان که به نام تحریک عمیق مغز ( DOS ) نامیده می شود برای لرزش پارکینسون، لرزش ضروری و دیستونی استفاده می شود.
شایع ترین عوارض عمل جراحی لرزش ( اختلال تکلم، اختلال شناختی موقت یا دائم و مشکلاتی در تعادل ) است.

رژیم غذایی برای لرزش دست

برای پیشگیری از لرزش دست باید از نظر تغذیه ای، به مقدار کافی پروتئین، میوه‌ و سبزیجات تازه مصرف کنید و از مصرف چای، قهوه، محرك‌های مغزی، داروهای روان‌گردان و خواب‌آور به صورت خودسرانه اجتناب کنید. اگر لرزش دست مربوط به پرکاری تیروئید و بیماری پارکینسوناست تغذیه مناسب این بیماریها را مصرف کنید. مثلا در بیماری پرکاری تیروئید باید ويتامين‌های گروه B بخصوص ويتامين B1، B2، B6، B12 و ويتامين‌های A و C ويتامين‌های مورد نياز هستند كه بايد به شكل مكمل دريافت شوند.

لرزش دستها


نکاتی برای راه های درمان لرزش دست ها 

لرزش دست ها در انسان از جمله مشکلاتی است که ممکن است انسان را در هر سنی گرفتار کند.


درمان لرزش دست

درمان لرزش دست

لرزش دست ها در انسان از جمله مشکلاتی است که ممکن است انسان را در هر سنی گرفتار کند.

لرزش دست‌ها هنگام عصبانیت، اضطراب، خستگی بیش از حد، ورزش‌های پراسترس و کار زیاد روزمره از موارد شایعی است که در اکثر بیماران مراجعه‌کننده به چشم می‌خورد.

 

همچنین لرزش دست ها می‌تواند جنبه ارثی داشته باشد که این نوع لرزش در سنین پایین‌تر شروع شده و در شرایط خستگی و استرس بیشتر می‌شود و با دارودرمانی مناسب قابل کنترل است.

چه موقعی لرزش دست ها را باید جدی گرفت؟

مواقعی که لرزش دست ها در سنین پایین‌تر شروع می شود، یا با علائم دیگری همراه است، یا با گذشت زمان بیشتر شده و پیشرفت می کند، باید جدی گرفته شود.

در بیماری‌های ارثی یا اکتسابی مانند بیماری‌های تحلیل برنده مغز مثل MS (ام اس)، یا بیماری‌های مخچه‌ای یا پارکینسون این نوع لرزش‌ها دیده می‌شوند.

نوعی از لرزش دست که هم در میانسالی و هم کهنسالی دیده می‌شود، در اثر ابتلا به بیماری پارکینسون است که این بیماری به علت کم شدن رنگدانه‌های غدد قاعده‌ای مغز رخ می دهد و همراه با کندی حرکات بدن، سفتی و خشکی اندام‌ها بوده و به لحاظ ماهیت پیشرونده آن باید تحت درمان متخصص مربوطه قرار بگیرد.

بیماری MS نیز می‌تواند با لرزش دست ها و عدم تعادل خود را نشان دهد که این جزو علائم هشداردهنده یک بیماری جدی است.

آلودگی هوا، مسمومیت با فلزات سنگین از جمله سرب و کبالت نیز می‌تواند موجب لرزش دست ها در سنین پایین‌تر شود.

مصرف موادمخدر و ترکیبات آمفتامین و داروهای روان‌گردان و استفاده بی‌رویه از داروهای اعصاب که به طور خودسرانه صورت می‌گیرد هم می‌تواند عامل لرزش دست ها شود.

لرزش دست ها گاهی می‌تواند عارضه مصرف داروهایی باشد که برای درمان یک بیماری استفاده می شوند، مثلا سالبوتامول که در درمان تنگی نفس استفاده می‌شود.

مصرف بی‌رویه الکل در جوامع غربی، بی‌خوابی و شب زنده‌داری نیز یکی از علل ایجادکننده لرزش دست ها است.

بنابراین برای پیشگیری از این عارضه باید از نظر تغذیه ای، به مصرف کافی سبزی ها، میوه‌ها و پروتئین توجه کرد و از مصرف بی رویه ی قهوه و چای و محرک‌های مغزی، داروهای روان‌گردان و خواب‌آور به صورت خودسرانه پرهیز کرد.

همچنین در زمان آلودگی هوا باید از خروج غیرضروری از منزل خودداری نمود.

.:: لریرزش دست ها را جدی بگید ::.


 

لرزش دست ها در انسان از جمله مشکلاتی است که ممکن است انسان را در هر سنی گرفتار کند. لرزش دست‌ها هنگام عصبانیت، اضطراب، خستگی بیش از حد، ورزش‌های پراسترس و کار زیاد روزمره از موارد شایعی است که در اکثر بیماران به چشم می‌خورد.

لرزش دست ها می‌تواند در اثر بیماری‌های عمومی مثل سوءتغذیه یا ضعف باشد، یا در اثر مشکلات غددی مثل پرکاری تیروئید که لرزش و تعریق دست‌ها از علائم آن است. همچنین لرزش دست ها می‌تواند جنبه ارثی داشته باشد که این نوع لرزش در سنین پایین‌تر شروع شده و در شرایط خستگی و استرس بیشتر می‌شود و با دارودرمانی مناسب قابل کنترل است.

چه موقعی لرزش دست ها را باید جدی گرفت؟


مواقعی که لرزش دست ها در سنین پایین‌تر شروع می شود یا با علائم دیگری همراه است یا با گذشت زمان بیشتر شده و پیشرفت می کند، باید جدی گرفته شود. در بیماری‌های ارثی یا اکتسابی مانند بیماری‌های تحلیل برنده مغز مثل MS (ام اس)، یا بیماری‌های مخچه‌ای یا پارکینسون این نوع لرزش‌ها دیده می‌شوند.

نوعی از لرزش دست که هم در میانسالی و هم کهنسالی دیده می‌شود، در اثر ابتلا به بیماری پارکینسون است که این بیماری به علت کم شدن رنگدانه‌های غدد قاعده‌ای مغز رخ می دهد و همراه با کندی حرکات بدن، سفتی و خشکی اندام‌ها بوده و به لحاظ ماهیت پیشرونده آن باید تحت درمان متخصص مربوطه قرار بگیرد.

بیماری MS نیز می‌تواند با لرزش دست ها و عدم تعادل خود را نشان دهد که این جزو علائم هشداردهنده یک بیماری جدی است. آلودگی هوا، مسمومیت با فلزات سنگین از جمله سرب و کبالت نیز می‌تواند موجب لرزش دست ها در سنین پایین‌تر شود. مصرف موادمخدر و ترکیبات آمفتامین و داروهای روان‌گردان و استفاده بی‌رویه از داروهای اعصاب که به طور خودسرانه صورت می‌گیرد هم می‌تواند عامل لرزش دست ها شود. لرزش دست ها گاهی می‌تواند عارضه مصرف داروهایی باشد که برای درمان یک بیماری استفاده می شوند، مثلا سالبوتامول که در درمان تنگی نفس استفاده می‌شود.

مصرف بی‌رویه الکل در جوامع غربی، بی‌خوابی و شب زنده‌داری نیز یکی از علل ایجادکننده لرزش دست ها است. بنابراین برای پیشگیری از این عارضه باید از نظر تغذیه ای، به مصرف کافی سبزی ها، میوه‌ها و پروتئین توجه کرد و از مصرف بی رویه ی قهوه و چای و محرک‌های مغزی، داروهای روان‌گردان و خواب‌آور به صورت خودسرانه پرهیز کرد. همچنین در زمان آلودگی هوا باید از خروج غیرضروری از منزل خودداری نمود.

 

لرزش دست




حجت الاسلام ضیایی - درمان لرزش دست در طب سنتی









اگر بيماري رعشه يا لرزش غيراختياري باشد بهترين دارويش دوچيز است : نخست هفت عدد آلو بخارا وآب زرشك هم بهترين كاتاليزور مجاوريتي است مصرف كنند .كه سرعت مي بخشد به بهبود اين بيماري، دوم انار شيرين يا آب انار شيرين استفاده شود.

يا اينكه لرزشي كه در اندامشان است چون ضعف بنيه دارد يا مثلا قند خونشان پايين است چونكه جوان است نكند بيايد زير 70 آمده است يا اينكه كالري بدنش2200آمد پايين2000،1700،1800 شد .

بايد ببينيم آيا مشكل زمينه اي نداشته باشد اگر هيچدام نبود حال مي گوييم رعشه است .

اگر قندش كاهش شديد داشت سه وعده شيره خرما صبح ،ظهر ،شب بخورد سريع قند خونش بالا مي آيد چون سرشار از ساكاروزو گلوكز است.

و اگر مشكل كمي فشار داشت خود خرما و شيره خرما خودش دو درجه فشار را بالا مي برد اگر كسي فشار خونش هميشه زير 10 است حالا به 12يا 11 مي آوريم ،خرما در جيره غذايي مخصوصا 7 عدد كه در روايت اهل بيت عصمت و طهارت رسائل الشيعه جلد 17آمده است ميل كنند.

آنهايي كه قند دارند بايد چيزهايي بخورند كه هم توان بدنشان بالا برود هم قندشان اضافه نشود براي اينها چون ديابتي هستند آنها كه قندشان كم است شيره توت يا توت خشك يا مثل توت فرنگي مثل تمشك كه قندشان كم است استفاده شود.

يكبار ديگر اصلا قندخونشان بالا نرود اما براي اينكه تقويت هم بشوند از جزر كه هويج زرد است ميوه گيلاس ،گلابي ،آلو بخارا بخورند اينها در كتاب هست دكتر محمد صادق ركساني در كتاب ميوه درماني آورده است .

 

 

نبض انرژی قرن در دستان سلول های خورشیدی


نبض انرژی قرن در دستان سلول های خورشیدی

تهران - ایرنا - متناسب با پیشرفت انسان در زمینه های مختلف، بشر نیازمند انرژی بیشتر است و همین موضوع او را بر آن داشت تا با روش های گوناگون انرژی مورد نیاز خود را کسب کند.

یکی از این روش های متداول تولید انرژی در بیست سال گذشته، استفاده از باتری های خورشیدی است. 

خورشید در هر ثانیه حدود 1000 ژول انرژی به هر متر مربع از سطح زمین منتقل می کند که با جمع آوری آن می توان انرژی مورد نیاز برای امور مختلف را تامین کرد.

قدمت فناوری خورشیدی تنها به چند دهه می رسد؛ اما در این مدت کوتاه به واسطه پیشرفت های چشمگیری که در فناوری نانو حاصل شده، نانومواد جدید با ویژگی های منحصربه فرد جایگزین مواد قدیمی مورد استفاده در باتری های خورشیدی شد اند و کارآیی این نوع باتری ها را به طور بی سابقه ای توسعه داده اند. 

در این گزارش دورنمایی از فناوری های خورشیدی و تحولات صنعتی مرتبط با آن ارایه شده است.

فناوری خورشیدی روی آب

یک شرکت سوییسی راهکار جالبی را برای استفاده از سلول های خورشیدی در سطح آب ارایه کرده است.

این شرکت سه جزیره متشکل از سلول های خورشیدی ساخته و آن ها را در دریاچه ای موسوم به نوکاتل شناور کرده است. هریک از این جزیره ها دربرگیرنده 100 پنل فتووالتاییک هستند و 25 متر قطر دارد.

هدف از ساخت این جزیره ها، انجام تحقیقات مرتبط با باتری های خورشیدی است. 

حمل ونقل دریایی و آسمان آفتابی اغلب دریاها و اقیانوس ها زمینه بسیار مناسبی را برای بهره برداری از انرژی خورشیدی فراهم کرده است.

اولین نمونه از به کارگیری فناوری خورشیدی برای حمل ونقل دریایی در سال 2010 و در شانگهای چین معرفی شد. از آن پس، بسیاری از شرکت ها از انرژی خورشید برای تامین توان موردنیاز موتور کشتی ها و قایق ها استفاده کردند. 

با ظهور فناوری های جدید خورشیدی و افزایش انعطاف پذیری باتری ها، به زودی بخش عمده بدنه کشتی ها به سلول های خورشیدی مجهز خواهد شد. 

سال گذشته یک قایق تفریحی، تنها با استفاده از انرژی خورشید و با بهره گیری از باتری های خورشیدی توانست به دور دنیا سفر کند.

فناوری خورشیدی در آسمان

بزرگ ترین رکوردزنی سفرهای هوایی با استفاده از انرژی خورشید در سال 2013 با اتمام موفقیت آمیز طولانی ترین سفر هوایی خورشیدی در جهان توسط گروهی موسوم به Solar Impulse رخ داد.

البته هواپیمای مورد استفاده در این سفر حامل انسان نبود و به دلیل وزن کم توانست مدت زیادی را در آسمان بماند. 

در حال حاضر بسیاری از شرکت ها برای تولید هواپیماهای کوچک مجهز به سلول های خورشیدی اقدام کرده اند که قابلیت پرواز به مدت 14 ساعت را دارند.

فناوری خورشیدی در فضا

محققان دانشگاه کارنگی ملون، نمونه ای از یک کاوشگر فضایی را ساخته اند که توان مصرفی خود را از نور خورشید به دست می آورد و همراه با موشک SpaceX به فضا ارسال شد. البته گفته می شود این کاوشگر برای اکتشاف در ارتفاعات و دره های تاریک ماه مناسب نیست. اما محققان از یک برنامه پیشرفته برای کنترل میزان انرژی ذخیره شده بهره می گیرند که جریان اکتشاف در مناطق تاریک را تسهیل می کند.

چندی قبل اخباری درباره چند ماهواره ازکارافتاده در مدار زمین منتشر شد. نیروی محرکه این ماهواره ها سوختی بود که از زمین به همراه برده بودند و با اتمام آن، در عمل کارآیی خود را از دست دادند. 

با استفاده از این تجربه نه چندان خوشایند، محققان یک ماهواره خورشیدی موسوم به سولارا ساختند که تمام توان مصرفی خود را از انرژی خورشید دریافت می کند. با وجود این که سولارا برخلاف سایر ماهواره های مخابراتی قابلیت رهگیری تماس های تلفنی را ندارد، سایر قابلیت های ماهواره های غیرنظامی را در اختیار می گذارد و در عمل عمر آن پایان ندارد. 

شاید جاه طلبانه ترین ایده ای که تاکنون درباره بهره برداری از توان خورشیدی مطرح شده، ایده یک شرکت ژاپنی به نام شیزومی باشد که با عنوان پروژه حلقه ماه شناخته می شود. این شرکت ژاپنی امیدوار است که با استفاده از روبات ها بتواند ظرف مدت 30 سال، کمربندی از باتری های خورشیدی را روی خط استوای ماه بسازد و سپس انرژی حاصل را به شکل یک پرتوی متمرکز به زمین ارسال کند. مقامات شرکت شیزومی امیدوارند تا آغاز سال 2035 بتوانند این پروژه را آغاز کنند. بر اساس تخمین این شرکت، پروژه حلقه ماه 13000 تراوات توان تولید کند. 

انرژی که از طریق خورشید به زمین می رسد 10000 بار بیشتر از انرژی مورد نیاز انسان است. مصرف انرژی در سال 2050 یعنی سال 1429 خورشیدی (40 سال دیگر) 50 تا 300 درصد بیشتر از مصرف امروزی آن خواهد بود. با این حال اگر فقط 0.1 درصد از سطح زمین با مبدل های انرژی خورشیدی پوشیده شود و این مبدل ها تنها 10% بازده داشته باشند، انرژی حاصل از آن ها برای تأمین نیاز بشر کافی است.

در مرکز خورشید، هر ثانیه 700 تن هیدروژن به انرژی تبدیل می شود و دمای خورشید در مرکز آن 15 میلیون و در سطح آن 6 هزار درجه سانتیگراد است.

انرژی تولید شده در سطح خورشید بعد از 8 دقیقه به صورت پرتوهای نور به سطح زمین می رسد. این پرتوهای نوری شامل طول موج های فرو سرخ (47 %)، نور مرئی (46%) و فرابنفش (7%) است. از این رو سلول های خورشیدی باید در طول موج های فرو سرخ و نور مریی جذب بالایی داشته باشند.

روش گرفتن نبض


روش گرفتن نبض

 

گرفتن نبض یکی از متداولترین و اولیه‌ترین معاینات پزشکی چه در رشته قلب و عروق چه در سایر رشته‌ها می باشد. نبض انسان یکی از علائم حیاتی او به شمار می‌رود و در تشخیص بسیاری از بیماریها پزشک را یاری می‌دهد . نبض در واقع موجی است که از مبداء سرخرگهای بدن قلب به صورت گریز از مرکز به سرخرگهای کوچکتر و محیطی انتقال پیدا می‌کند. به عبارت دیگرتپش و ضربان قلب در سرخرگها به صورت نبض نمود پیدا می‌کند. بنابراین اگر کسی با گوشی پزشکی به صدای قلب گوش دهد و همزمان نبض بیمار را بگیرد, میان یکی از صداهای قلب و نبض همزمانی نسبی احساس می‌شود.همانگونه که گفته شد نبض در تمام سرخرگهای بدن وجود دارد اما در قسمتهایی قابل معاینه است که سرخرگ از بستر نسبتاً سفتی عبور کند. از نظر سهولت معاینه , بهترین نبض , نبض مچ دست (یا رادیال) می‌باشد. این نبض در سطح بدون موی مچ دست و نزدیک به قاعده شست قابل لمس است. برای گرفتن نبض کافی است که با انگشت سبابه محل نبض را پیدا کرده و در حدی آن را فشار دهیم که جریان خون بیمار متوقف نشود ولی ضربان آن به راحتی حس شود.

اولین چیزی که از نبض می‌توان برداشت کرد تعداد ضربات آن در یک دقیقه است . از آنجایی که نبض انسان معمولاً پدیده‌ای منظم است . اگر تعداد آن را در 15 ثانیه یا 30 ثانیه نیز بشماریم و حاصل را در 4یا 2 ضرب کنیم تعداد نبض در دقیقه حاصل می‌شود. نبض انسان به طور طبیعی باید 50تا100 ضربان در دقیقه باشد . نبضهای تند تر یا کند تر از این محدوده غیر طبیعی است و باید علت آن بررسی شود . البته هنگام خواب نبض انسان به حداقل خود می‌رسد( اما نه کمتر از 50بار دقیقه) و در فعالیت ورزشی به حداکثر خود می‌رسد (اما معمولاً نه بیشتر از 150 ضربان در دقیقه) . افراد ورزشکار نیز معمولاً در حالت استراحت نبض کند دارند( بین 50تا70 بار در دقیقه) که این امر نشانه سلامت قلب و عروق این افراد می‌باشد.

نکته دوم که باید در گرفتن نبض مورد دقت شود. منظم یا نامنظم بودن آن است. شاید شایعترین بی‌نظمی آن باشد که گاهی تند و گاهی کند می‌شود. اگر این تند و کند شدن نبض جرئی باشد ,نشانه بیماری خاصی نیست . اما اگر این مساله شدت پیدا کند باید علت آن به دقت بررسی شود. بی نظمی نسبتاً شایع نبض آن است که گاهی حس می‌کنیم یک نبض ساکت می‌شود و ضربانی حس نمی‌شود گویی که قلب در آن لحظه نتوانسته ضربان موثری داشته باشد. علت چنین نبضهایی نیز در بیشتر موارد آریتمی‌های قلبی بویژه از نوع انقباضهای زود هنگام بطنی است .

نکته پر اهمیت دیگر در گرفتن نبض , قوت و ضعف آن است . نبض افراد پر فشار و بویژه آنهایی که تفاوت فشار سیستولی و فشار دیاستولیشان بالاست، قوی می‌زند. در حالی که نبض افرادی که فشار پایین دارند یا به هر علتی دچار خونریزی یا اسهال استفراغ شدید شده‌اند ضعیف می‌باشد. به جز مچ دست قسمتهای دیگری نیز در بدن برای اندازه‌گیری نبض به کار می‌روند که فهرست وار به نام آنها اشاره می‌کنیم: نبض آرنج دست , نبض شاهرگ گردن, نبض کشاله ران, نبض پشت ران, نبض پشت قوزک داخلی پا و در نهایت نبض پشت کف پا.

اصول تمرین صحیح

اولین روزهای تمرین برای هر کسی خاطره انگیز است. در هیاهوی غول های بی شاخ و دمی که کوهی از عضله را با خود داشته و با شدت و با جدیت تمام تمرین می کنند و در بین انبوه دستگاه های گران قیمت و وزنه های سنگین الیکو و غیره تمرین کردن با میله هالتر خالی و چشم دوختن به تصویر قاب گرفته قهرمانان مستر المپیا و ... همه و همه خاطراتی هستند که یادآوری آنها همیشه دل نشین است.

کلمات و لغات نا آشنا همانند سوپر ست، برنامه تمرینی، رژیم، استروئید و غیره و غیره و حتی قمپوز در کردن های برخی از مربی باشگاه ها که در حد سیکل هم سواد نداشته و با این وجود ادعای خدایی می کنند و ... همه و همه در ذهن انسان نقش بسته و پس از گذشت حتی ده ها سال نیز از خاطر انسان زدوده نمی شود.

از رویا و خیال که بگذریم شاید از آزار دهنده ترین مسائلی که هر ورزشکار پرورش اندام کار یا هر وزنه بردار قدرتی در آغاز کار تمرین با وزنه با آن درگیر می شود می توان به سردرگمی ناشی از شنیدن توصیه ها و راهنمایی های ضد نقیضی اشاره کرد که ورزشکار تازه کار از این و آن شنیده و در این وسط نیز از پارادوکس ها تضادهای موجود در بین این همه حرف و توصیه مات و مبهوت می شود. با چه سیستمی باید تمرین کرد؟ چه مکملی برای من مناسب است؟ چند جلسه در هفته باید تمرین کنم؟ کدام بهتر است دستگاه یا وزنه آزاد؟

باور کردن این نکته کمی دشوار به نظر می رسد اما آرنولد شوارتزنگر و دیگر قهرمانان صاحب نام مستر المپیا و جهان نیز روزگاری همچون شمایی که ورزش پرورش اندام را به تازگی شروع کرده اید مبتدی بوده و در برابر انبوه پرسش های بی جوابی که پیش روی خود داشته اند شاید سر در گم هم بوده اند. بسیاری از مربیان و کسانی که در تئاتر و در خیمه شب بازی پرورش اندام ایران ادعای مربیگری و همه چیز دانی دارند و همواره نیز از ضایع شدن حقشان توسط ویدر و رونی کلمن و غیره می نالند پرداختن به مسائل مربوط به مبتدیان و اصولاً برنامه نوشتن برای آنان و یا حتی صحبت کردن با تازه کار ها را کسر شان خود تلقی کرده و به اصطلاح برای خوشان افت می دانند، غافل از اینکه مهم تر از سر در ساختمان بنای آن است که:خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می رود دیوار کج! البته چندان توفیری هم نمی کند که ورزشکار مبتدی و تازه کار ایرانی با تعلیمات شبه مربی های بی سوادی که اصولاً چیزی از اصول مربیگری در پرورش اندام بارشان نیست و با این وجود خود را خداوند پرورش اندام علم می دانند راه را به خطا برود و یا بدون ارشادات آنها!!! آنچه مسلم است اینکه چه دیوار هایی که متعاقب کج نهاده شدن خشت اول در همان ابتدا تا ثریا کج رفته و اکنون نتیجه این شده است که می بینید!

در کشورهایی که در معنی کردن الف آموزش درمانده اند اساتید به خیال خود برجسته و رده بالا را برای تدریس در دوره های دکترا می گمارند و مربیان به قولی مجرب را برای هدایت ورزشکاران سطوح پیشرفته می فرستند اما در کشوری همچون فرانسه که از الف تا ی آموزش و تعلیم و تربیت را موشکافی کرده اند، مجرب ترین ها را برای تدریس و آموزش در سطوح ابتدایی می گمارند تا هیچ دیواری تا ثریا کج نرود و هیچ خشت اول کج نهاده نشود. گویا هر آنچه را که ما می گوییم آنها در عمل انجام می دهند.

 کار را با اطمینان کامل شروع کنید.

شاید اولین و مهم ترین گام در راه رسیدن به هدف خواستن باشد. زمانی که تصمیم به انجام کاری گرفتید اولین گام های خود را با اطمینان بردارید و به راهی که می روید ایمان داشته باشید.

قبل از شروع تمرین، بدن و فیزیک خود را با مشورت کسی که واقعاً در زمینه پرورش اندام تجربه و علم کافی دارد بررسی کرده و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید.

در مورد مسائلی که در ورزش با آن روبرو می شوید زودتر از موعد قضاوت نکنید.برای نتیجه گیری نهایی در مورد اینکه آیا پرورش اندام و اصولا تمرین در مورد شما نیز موثر واقع می شود یا نه حداقل ۳ ماه زمان لازم است. بسیاری از تازه کارها و کسانی که تمرین را به تازگی شروع می کنند کم طاقت بوده و بردباری چندانی را از خود نشان نمی دهند و متعاقب مواجه شدن با این حقیقت که پرورش اندام و عجله اصولاً با هم سازگاری چندانی ندارند فوراً میدان را خالی کرده و از ادامه تمرین و فعالیت منصرف می شوند.

 برنامه ریزی برای تمرین

بسیاری از کسانی که تمرین با وزنه را برای اولین بار تجربه می کنند معمولا از این شاخ به آن شاخ پریده و هر چند روز یکبار برنامه عوض کرده و یا اصولاً برنامه مشخصی برای تمرین ندارند و هر کاری را که ورزشکاران اطراف و دور و بر در باشگاه انجام می دهند طوطی وار تقلید می کنند.

قبل از شروع به تمرین، برنامه مدون و کاملی برای خود تنظیم کنید. در این مقاله در مورد ویژگی و خصوصیات تمرین مناسب برای تازه کارها صحبت خواهیم کرد.

 تمرین دادن عضلات مختلف

هر گروه از عضلات را در یک جلسه تمرین دهید و آنها را با سه حرکت تحت فشار قرار دهید. تمرین و جلسات تمرینی را نیز به صورت دوره ای تکرار کنید. تجربه نشان داده است که تکرار دوره ای جلسات تمرینی، ایده آل ترین روش تمرین برای ورزشکارانی است که ورزش پرورش اندام را به تازگی شروع کرده اند.

پس از تحت فشار دادن کامل بدن در طی چند جلسه تمرین، یک روز را به استراحت کامل اختصاص دهید و در این روز نیز از تمرین کردن با وزنه خودداری نموده خود را فارغ از تمرین حس کنید. البته تعداد روزهای استراحت را می توان بیشتر کرده و تمرین را یک روز در میان انجام داد. شما باید همه قسمت های بدن خود را یکسان و هماهنگ تمرین داده و تقویت کنید. از مشخص ترین اشتباهی که ورزشکاران ایرانی از آن رنج می برند می توان به تمرین نامتعادل اشاره کرد. حتما شما نیز ورزشکارانی را دیده اید که کول های عظیم الجثه ای دارند که چندان تناسبی با زیر بغل های کوچک آنها نداشته و منظره خنده دار و مضحکی را به آنان بخشیده است.

تقویت کردن متعادل تمام قسمت های بدن حتی امکان و احتمال بروز مصدومیت در حین تمرین را نیز به حداقل ممکن می رساند.

 

 تمرین

ورزشکاران پیشرفته تر برای تمرین دادن عضلات خود می توانند از انواع و اقسام حرکت ها استفاده می کنند اما تازه کار ها برای قوی تر کردن به قول معروف پایه خود همواره باید از حرکات اصلی و پایه استفاده کنند.

از مهم ترین حرکاتی که استفاده از آن برای تازه کارها توصیه شده است می توان به حرکات ترکیبی که در برخی منابع از آنها به نام حرکات چند مفصلی نیز یاد شده است اشاره کرد. حرکات چند مفصلی یا ترکیبی به دسته ای از تمرینات با وزنه اطلاق می گردد که در جریان انجام دادن آن حرکات، دو یا چند مفصل به طور همزمان در حرکت بوده و تعداد بیشتری از عضلات نیز درگیر فشار تمرین می شود. برخی از عضلات همانند عضلات دو سر بازو، عضلات سه سر پشت بازو و غیره هستند که آنها را هم می توان به روش تمرینات چند مفصلی تمرین داد و هم اینکه آنها را می توان به روش تمرینات تک مفصلی تحت فشار تمرین قرار داد.

در انجام دادن هر حرکت نیز می توان از وسایل متعددی از جمله دمبل، هالتر و حتی ماشین استفاده کرد. در خلال تمرین و با گذشت زمان تفاوت بین تمرین با هالتر، دمبل و یا ماشین را متوجه خواهید شد. دو تمرین یکسان که با وسایل متفاوت انجام شده باشد تاثیرات متفاوتی را در بدن و در عضلات بر جای خواهد گذاشت.

زوایای مختلف اجرای حرکت نیز در فشار وارد شده بر عضلات مهم و تاثیر گذار است.در صورتی که حرکت پرس سینه را بر روی سطح صاف انجام دهید فشار بر روی عضلات سینه ای حس خواهد شد. این در حالی است که اجرای همین حرکت بر روی میز شیب دار فشار تمرین را به قسمت های بالایی و فوقانی سینه منتقل خواهد نمود.

در برنامه ریزی جلسات تمرینی خود، تمریناتی را برای خود تنظیم و انتخاب کنید تا عضله مورد تمرین شما را از جهات و از زوایای مختلف تحت فشار قرار دهد. درست به همین علت نیز بود که برای تمرین دادن هر عضله انجام ۲ الی ۳ حرکت را پیشنهاد دادیم.

برنامه تمرینی خود را تقریبا هر ۱ ماه تا ۴۵ روز تعویض کنید. دو برنامه اول را بسیار سبک تمرین کنید و کار با وزنه را در این دو برنامه تنها با این هدف انجام دهید تا اصول صحیح اجرای حرکت و تمرین را به خوبی فرا بگیرید. پس از اینکه در اجرای صحیح حرکات به درجه بالایی از مهارت رسیدید می توانید با احتیاط و به آرامی وزنه های را سنگین تر کرده و فشار تمرینی را نیز زیادتر کنید.

قبل از آغاز کردن هر حرکت و برای گرم کردن بدن و همین طور هم برای آماده کردن بافت های پیوندی برای پذیرش فشار تمرین و همچنین برای تشدید جریان خون در بافت ها و در عضلات از حرکات کششی استفاده کرده و با انجام دادن نرمش های مناسب بدن را به آرامی گرم کرده و آماده تمرین نمایید. در ست بعدی از صفحه هالتر های سبک استفاده کرده و حرکت را انجام دهید.

در صورتی که به راحتی از پس اجرای حرکت ها بر آمدید با احتیاط وزنه را سنگین تر کنید. اضافه کردن تدریجی وزنه در جریان انجام هر حرکت روش تایید شده، سالم و بی خطری است که در اصطلاح علم تمرین آن را روش پیرامید و یا هرمی می نامند.

هدف شما در برنامه های سوم به بعد باید این باشد تا بتوانید با وزنه انتخابی خود در حدود ۸ الی ۱۲ تکرار را انجام دهید و در ست آخر نیز قادر به انجام تکرارهای بیش از مقدار یاد شده نباشید. هر بار هم که حس می کنید عضلات شما تقویت شده اند و به راحتی می توانید حرکت نوشته شده در برنامه را بیش از ۸ الی ۱۲ تکرار انجام دهید باید با رعایت احتیاط وزن و یا به اصطلاح تازه به دوران رسیده ها تناژ وزنه را افزایش دهید.

اصل اساسی حاکم بر این روش تمرینی افزایش تدریجی و گام به گام وزنه و فشار تمرینی است. شما با افزایش تدریجی فشار تمرینی و با افزایش تدریجی وزن وزنه ها عضلات خود را تشویق به قوی شدن و بزرگ شدن می کنید.

گفته می شود که تمرین کردن با دو سوم قدرت برای افزایش حجم عضلانی کفایت کرده و مناسب است. برای تایید این ادعا توجه شما را به بدن و عضلات قهرمانان رشته وزنه برداری جلب می کنم. این افراد که تقریبا با صد در صد قدرت و توان خود تمرین می کنند در قیاس با ورزشکاران رشته پرورش اندام افزایش حجم عضلانی چندانی را تجربه نمی کنند. این در حالی است که ورزشکاران رشته پرورش اندام علیرغم اینکه با وزنه هایی بسیار سبکتر از وزنه های وزنه برداران نیز تمرین می کنند اما در قیاس با آنان عضلاتی ستبر تر و پیچیده تر دارند.

بسیاری از تازه کاران تمایل شدیدی بر افزودن بر وزن وزنه هایی دارند که قرار است با آن تمرین کنند. استفاده از وزنه های سنگین نه تنها کمکی به شما نمی کند بلکه شما را در آستانه مصدومیت های شدیدی قرار می دهد که این مصدومیت ها گاه می توانند شما برای همیشه از ورزش و از باشگاه دور کنند.

به خاطر داشته باشید که اسم این بازی که شروع کرده اید پرورش اندام است نه وزنه برداری. هدفی که در این ورزش باید دنبال کنید بلند کردن و غلبه بر وزنه های سنگین نیست. شما بلند کردن وزنه را نه به عنوان هدف که به عنوان وسیله ای برای تحریک کردن عضلات و وادار کردن آنها به افزایش حجم عضلانی دنبال می کنید.

حتی وزنه برداران حرفه ای نیز کار را با شدتی که برخی از پرورش اندام کاران تازه کار شروع می کنند آغار نکرده اند. بسیاری از کسانی که امروزه بر روی تخته های وزنه برداری شگفتی خلق می کنند تمرینات خود را با یک میله هالتر چوبی سبک شروع کرده و نزدیک به ۶ ماه با این میله چوبی تمرین تکنیک کرده اند.

 ست ها

ست به تعداد حرکاتی گفته می شود که شما در هر بار تمرین با وزنه انجام داده و سپس وزنه را بر روی زمین گذاشته و تا شروع ست بعدی استراحت می کنید. ورزشکاران تازه کار و مبتدی پیش از آغاز ست های اصلی هر حرکت باید ۱ الی ۲ ست بسیار سبک را برای گرم کردن عضلات خود انجام داده و سپس نیز برای هر یک از عضلات خود ۲ الی ۴ ست سنگین تر را انجام دهند.

 تکرارها

اولین روزهای تمرین را با وزنه هایی شروع کنید که در هر ست به راحتی بتوانید ۱۵ تکرار را با آنها انجام دهید. این عمل این امکان را برای شما فراهم خواهد کرد تا از بدو کار، اصول صحیح حرکت را با راهنمایی مربی خوب البته اگر در ایران یافت شود انجام داده و یا با استفاده از روش آزمون و خطا صحیح ترین فرم حرکت را برای خود کشف کنید.

ذکر این نکته را خالی از لطف نمی دانم در صورتی که در اولین روزهای تمرین خود فرم صحیح حرکات را به درستی فرانگیرید تصحیح اشتباهاتی که در اجرای حرکات دارید در مراحل بالاتر بسیار مشکل بوده و حتی در برخی موارد نیز ناممکن خواهد بود.

پس از اینکه یکی دو برنامه اول را با موفقیت پشت سر گذاشتید و اصول اولیه و پایه ای کار را به درستی فرا گرفتید برای افزودن بر حجم عضلانی خود تمرین را در ست هایی که بیش از ۸ الی ۱۲ تکرار از وزنه انتخابی را نتوانید انجام دهید ادامه دهید.

در این مرحله از کار باید برنامه تمرینی مناسب با شرایط و فیزیک شما تنظیم شود. به دلیل اینکه تعمیم دادن یک برنامه واحد برای تمام تیپ های بدنی اصولا امکان پذیر نبوده و عملی نیست از تنظیم برنامه ای که همانند آچار فرانسه ای که به هر پیچی می خورد به تمامی بدن ها بخورد خودداری می کنم.

 سرعت انجام حرکات

حرکات را به آرامی و کنترل شده انجام دهید و بر روی حرکت و بر روی عضله ای که آن را تحت فشار تمرین قرار می دهید تمرکز کنید. اجرای سریع حرکات و پرتاب کردن وزنه همانگونه که برخی از ورزشکاران در ایران انجام می دهند در بسیاری از موارد منجر به بروز مصدومیت های شدید در بافت های پیوندی شده و ورزشکاران را از ادامه فعالیت باز می دارد.

به طور کل در مورد سرعت انجام حرکات می توان گفت که قسمت مثبت حرکت باید در حدود ۲ الی ۳ ثانیه و قسمت منفی آن نیز باید در حدود ۲ الی ۳ ثانیه به طول بیانجامد.

 تنفس

تنفس نیز از جمله مسائل گیج کننده و پر ابهامی است که هر کس به فراخور دانشی که در خود سراغ دارد در مورد آن اظهار فضلی متفاوت می کند.

به طور کل در مورد تنفس در حین اجرای حرکات باید گفت زمانی که فشار پشت وزنه است شما باید نفس را پس دهید و زمانی که قسمت منفی حرکت را انجام می دهید باید نفس بکشید. البته این قانون نیز در تمامی مواد مصداق نداشته و در این بین نیز استثناهایی وجود دارد.

 استراحت بین ست ها

استراحت کافی بین ست ها ریکاوری و آمادگی کامل شما برای پرداختن به ست های بعدی تمرین روزانه را تضمین خواهد کرد. در مورد مدت زمان لازم برای استراحت در بین ست ها نیز افاضات ادب زیاد و گاه ضد و نقیضی شده است. اما با ابن وجود می توان گفت که مدت زمان نرمال برای استراحت در بین ست ها در حدود ۴۵ الی ۹۰ ثانیه توصیه شده است.

به طور مشخص می توان گفت که شما در بین ست هایی که بر روی عضلات کوچک کار می کنید باید به همان میزان که انجام دادن ست طول کشیده است استراحت کنید. این میزان برای عضلات متوسط ۲ برابر مدت زمان طول کشیدن اجرای حرکت و برای عضلات بزرگ نیز در حدود ۳ برابر این زمان خواهد بود.

در صورتی که به قصد افزودن بر قدرت بدنی تمرین می کنید می توانید مدت زمان استراحت بین ست ها را اندکی افزایش دهید.

 دامنه حرکت را کامل کنید.

برای رسیدن به حداکثر تاثیر مثبت از تمرین و از حرکت های تمرینی شما باید دامنه هر حرکتی را که انجام می دهید کامل کنید. حرکات را به آرامی انجام دهید و از پرتاب کردن وزنه در حین انجام حرکت و همچنین ار تقلب کردن و ناقص اجرا کردن حرکات خودداری کنید.

●‌ تعدد جلسات تمرینی

بدن شما برای ریکاوری کردن و آماده کردن هر عضله ای که روی آن کار کرده اید حداقل به ۴۸ ساعت زمان نیاز دارد. در طول این مدت نیز باید در رژیم روزانه غذایی خود مواد غذایی مورد نیاز بدن را در اختیار آن قرار دهید. در صورتی که هنوز در عضلات خود احساس درد می کنید جلسه بعدی تمرین را تا رفع شدن کامل درد به تعویق بیاندازید.

در صورتی که به دسته ورزشکاران مبتدی تعلق دارید نباید بین دو جلسه تمرینی که بر روی یک عضله واحد انجام می دهید بیش از ۹۶ ساعت وقفه بیافتد.

مبتدی ها می توانند به صو.رت یک روز در میان تمرین کرده و یا از الگوی ۱ روز تمرین ۲ روز استرحت پیروی کنند.

 طول جلسات تمرینی

جلسات تمرینی مبتدیان حداکثر باید در حدود ۱ ساعت به طول بیانجامد. این مهم را در خاطر داشته باشید که تمرین با وزنه ماراتون نبوده و فعالیتی انرژی بر است. طولانی تر کردن جلسات تمرین نه تنها کمکی به افزایش حجم و قدرت عضلانی نمی کند بلکه در طولانی مدت از حجم واقعی عضلانی شما کاسته و زمینه را برای بروز عارضه تمرین زدگی در فرد آماده می کند .

کمکهای اولیه در آسیبهای ورزشی

اقدامات اولیه درمانی در آسیبهای ورزشی شامل مراحل زیر است :

۱- محافظت و پیشگیری از آسیب بیشتر مثلاً با استفاده از وسایل کمک ارتوپدی

۲- استراحت که بسته به نوع آسیب از فرم مطلق آن تا استراحت نسبی را شامل می شود.

۳- استفاده از یخ سبب کاهش درد،تورم و التهاب می شود.

۴- فشار که اگر همراه با یخ استفاده شود سبب محدود شدن تورم خواهد شد.

۵- بالا نگه داشتن عضو آسیب دیده نسبت به سطح قلب سبب تسهیل تخلیه وریدی از ناحیه مربوطه می شود.

۶- عمل های محافظتی که در مواقع آسیب جزیی و بدون علامت ورزشکار استفاده میشود مثلاً استفاده از بانداژ برای پیچ خوردگی مختصر مچ پا.

استفاده از اصول فوق در چه زمان و توسط چه کسانی صورت می پذیرد؟

روش های بالا در برخورد اولیه با آسیب های حاد اسکلتی-عضلانی بکار می روند.

آشنایی با آنها برای ورزشکار،مربی،پزشک تیم و هر فرد دیگری که مسوول درمان و برخورد ابتدایی با آسیب باشد لازم است.

چه میزان استراحت کافی است؟استراحت نسبی در چه مواقعی تجویز می شود؟

طول مدت استراحت وابسته به شدتِ آسیب است.مشخص است که هر چه شدت آسیب بیشتر باشد،مدت استراحت هم بیشتر خواهد بود.وقتی یک آسیب چندان شدید نباشد،استراحت نسبی توصیه می شود.هدف از استراحت نسبی آن است که فرد ورزشکار علی رغم وجود آسیب بدون علامت باقی بماند،هر چند تا حدودی تحرک خود را حفظ کرده است.

فایده استفاده از یخ در برخورد با آسیبها چیست؟آیا گرما هم موثر واقع میشود؟

یخ سبب کاهش خونریزی،تورم،التهاب،نیازه ای متابولیک ناحیه مجروح،درد و نیز اسپاسم عضلانی میشود.اما گرما به نوبه خود دارای فایده نیست و جز در مورد کاهش اسپاسم عضلانی،سبب افزایش موارد نامبرده هم خواهد شد.گاهی توصیه می شود که دوره های متناوب استفاده از گرما و یخ اعمال شود.یعنی عضو را ۱ تا ۲ دقیقه از یخ استفاده کنند.بر اساس شدت تورم عضو این نسبت قابل تغییر است.هر چه آسیب حادتر باشد،از مدت گرم کردن کاسته خواهد شد.

روش صحیح ماساژ دادن با یخ چگونه است؟باید چه مدت زمانی طول بکشد؟آیا روشهای دیگری هم برای استفاده از یخ وجود دارد؟

از نحوه تهیه یخ شروع میکنیم:در یک لیوان یکبار مصرف آب ریخته و میگذاریم یخ بزند.سپس لیوان را از وسط بریده و باقیمانده قالب یخ را برای مدت۶۰ تا۹۰ ثانیه بر روی منطقه ای ثابت از عضو آسیب دیده نگه میداریم تا در ناحیه مربوطه و تا ۵/۱ سانتی متر در اطراف محل احساس کرختی به شخص دست دهد.حال با توجه به وسعت محدوده ای که بی حس شده و به آرامی یخ را به صورت دایره وار روی پوست ماساژ میدهیم.این ماساژ در آسیبهای با وسعت متوسط،۷ دقیقه و در نواحی بزرگ تا۱۰ دقیقه طول خواهد کشید.غوطه ور کردن عضو،در آب یخ هم موثر است.اما تحمل آن برای مصدوم سخت است به علاوه نمی توان عضو را بالاتر از سطح قلب نگاه داشت.به عنوان قانونی کلی،در طی یکساعت میتوان ۲۰ تا۳۰ دقیقه(حداکثر)از یخ استفاده کرد و حداقل ۳۰ دقیقه نیز عضو را به حال خود گذاشت.مسلم است که اگر تحمل مصدوم به سرما کم باشد،باید زمان استفاده از یخ را کاهش داد.

خصوصیت باندهای فشاری چیست؟

این باندها را از دیستال عضو به پروگزیمال می پیچند،به طوری که در هر دور نصف پهنای دور قبلی را بپوشاند.فشار الاستیکی که اعمال میشود سبب کاهش تورم خواهد شد.البته بانداژ نباید آنقدر محکم انجام گیرد که در بازگشت خون وریدی به طرف قلب اختلالی ایجاد کند.در مورد باندهای الاستیک تا توان بالقوه کشش باند کافی خواهد بود.باندهای الاستیک برای آسیبهای حاد اندام تحتانی مناسب نیستند،چون قابلیت محافظت اندکی ایجاد میکنند.

اصول برخورد با ورزشکاری که شدیداً آسیب دیده و حال وخیمی دارد چیست؟

در ابتدا توجه معطوف به مجاری هوایی مصدوم خواهد بود.هر گونه انسداد یا مانعی را باید بر طرف کرد.در هنگام این بررسی ها باید مراقب آسیب ستون فقرات گردنی نیز بود.

در مرحله بعد به نحوه تنفس مصدوم دقت میشود.در صورت نیاز میتوان از تنفس مصنوعی و اکسیژن کمکی استفاده کرد تا تنفس خود بخودی و منظم برقرار شود.اینک نوبت بررسی گردش خون فرد است.نبض شریان کاروتید از لحاظ کیفیت،تعداد و ریتم لمس خواهد شد.در صورت فقدان این نبض یا نبض رادیال باید عملیات احیاء قبلی عروقی آغاز گردد.یا همان مرحله ارزیابی مختصر عصبی که سطح هوشیاری،اندازه و واکنش مردمکها به نور،حرکات چشم و پاسخ های حرکتی مصدوم را شامل میشود.به معنی مشاهده اندامها و سایر قسمتهای بدن است تا از وجود هرگونه خونریزی،شکستگی یا خون مردگی آگاه شویم.

با عضو آسیب دیده چه باید کرد؟

ممکن است در میادین و اماکن ورزشی ، یاخودمان آسیب ببینیم، یا با ورزشکاری که تازه آسیب دیده است، روبرو شویم. در این زمان بهترین کار ، متوقف کردن فعالیت ورزشی مصدوم است .باید به او و عضو آسیب دیده استراحت داده شود، زیرا ادامه فعالیت باعث تشدید مصدومیت شده ودرمان را به صورت تصاعدی به تعویق می اندازد. بهتر است فرد آسیب دیده را به وسیله برانکارد از آن مکان به محلی مناسب که دارای وسایل کمک های اولیه است، منتقل کنیم .

 

مراحل درمان مصدومیت

در دومین مرحله کمک به ورزشکار آسیب دیده ، باید از کمپرس یخ استفاده نمود. به جهت اینکه اگر آسیب حاصله، باعث پارگی رگ ها شده باشد، به وسیله آن، حالت انقباض را در رگ ها و عضلات ایجاد کرده و خون کمتری خارج شود. هر چه مقدار خون تجمع یافته در اطراف عضو کمتر باشد، زمان بهبودی کوتاه تر خواهد بود. در مورد استفاده از یخ باید به نکاتی توجه داشت. اول آنکه اگرعضو آسیب دیده مانند انگشتان دست، پا و یا مچ دست کوچک باشد، می توان آنها رادرظرفی از مخلوط آب سرد و قطعات کوچک یخ فرو کرد .

دوم اینکه در عضو آسیب دیده بزرگ مانندعضلات چهار سرران و سه سر پشت ران ، بهتر است یخ مورد استفاده را داخل کیسه های نایلونی و سپس داخل حوله ای قرار داده و از تماس مستقیم یخ با پوست بدن جداً خودداری کنیم. این کار را در محل آسیب دیده به مدت ۳۰ دقیقه انجام داده و پس از ۱۵ دقیقه یخ را برداشته تا عضو دوباره گرم شود، این کار را به مدت ۲ تا ۳ ساعت انجام می دهیم.نتایج تحقیقات نشان داده ، بهتر است پس از ۲۴ تا ۴۸ ساعت درمان با یخ را قطع کرده و از گرما استفاده کنیم. اما مرحله سوم کمک به مصدوم ، استفاده از باندهای کشی و یا اعمال فشار توسط بانداژ است که باعث جلوگیری از تورم و محدود کردن خونریزی و جلوگیری از ورود آب به اطراف عضو آسیب می شود.نکته قابل توجه این که بانداژ نباید بسیار محکم باشد، در غیر این صورت ضرر آن بیش از فایده آن است . علائم محکم بودن بانداژ ایجاد درد، بی حسی، گرفتگی عضو و رنگ آبی یا کبودی زیر پوست است. در پایان بهتر است که عضو آسیب دیده را بالاتر از قلب قرار داده ، تا جریان خون عضو، کمتر شده و از خونریزی و درد جلوگیری شود. در صورت انجام اقدامات بالا به صورت درست و به موقع ، شما کمک بزرگی به مصدوم کرده و باعث تسریع در روند بهبودی آسیب دیدگی فرد می شوید

نبض


نبض شناسي

 
تعريف: نبض حركت شريان ها است كه باعث جذب نسيم بارد و ترويح روح حيواني و دفع بخار حارّ دخاني مي گردد.
اجزاي نبض :
هر نبض متشكل از دو حركت انبساط و انقباض است و دو سكون نيز در فاصله تبديل هريك از اين حركات قرار مي گيرد . به مجموعه يك نبض كامل ، نبضه يا قرعه گفته مي شود كه ساده‌ترين جزء قابل لمس آن حركت انبساطي است.
1- حركت انبساطي : شريان ، خودش را باز مي كند.
2- سكون انبساطي ( ظاهري ، محيطي ) : وقتي حركت انبساطي به آخر مي رسد.
3- حركت انقباضي : عكس حركت انبساطي
4- سكون انقباضي ( باطني ، مركزي ) : زماني كه حركت انقباضي به آخر مي رسد.
شرايط بررسي صحيح نبض :
1- محل معاينه دماي معتدل داشته ، از هرگونه سر و صدا عاري باشد.
2- از آنجا كه بسياري از بيماران در هنگام معاينه ، بر اثر شرايط محيطي يا يادآوري ناراحتي‌هاي دروني دچار اضطراب مي‌شوند بهتر است پزشك پيش از گرفتن نبض ، از بيمار احوالپرسي كند و پس از برقراري ارتباط عاطفي مناسب ، به بررسي نبض نبض بپردازد.
3- پزشك و بيمار مستقيم و روبروي هم قرار بگيرند.
4- هنگام بررسي نبض نبايد بازو و كمر شخص محكم بسته باشد و نيز نبايد چيزي را در دست گرفته باشد.
5- هنگام گرفتن نبض بايد پزشك و بيمار هردو ساكت باشند و از خيره شدن و نگاه مستقيم به يكديگر پرهيز كنند و بهتر است نبّاض چشم ها را ببندد تا ورودي حواس ديگر كمتر شود و تمركز بيشتري ايجاد گردد.
6- بهتر است از قبل ، نبض مريض را در حالت سلامت شناخت تا وقتي فرد دچار اختلالي شد بتوان تفاوت را با قبل آن مقايسه كرد.
7- طبيب نيز بايد در شرايط جسمي و رواني مناسب و معتدل قرار داشته باشد و براي قضاوت باليني دقيق تر و صحيح تر، بايد انگشتان نبّاض از نظر گرمي و سردي، نرمي و سختي، لطافت و غلظت در اعتدال باشد.
عوامل تغيير دهنده نبض :
عوامل زيادي مي‌توانند سبب تغيير نبض در بيمار يا اختلال در دريافت و تشخيص پزشك از نبض شوند كه بي‌توجهي يا در نظر نگرفتن آنها ممكن است باعث تشخيص اشتباه گردد.
برخي از اين عوامل عبارتند از :
* خشم و غضب
* غم اندوه
* شادي بيش از حد
* پراكندگي خاطر و آشفتگي افكار
* اضطراب و نگراني
* ورزش
* تشنگي ، سيري يا گرسنگي مفرط
* بررسي نبض با فاصله اندك از استحمام
* سردي يا گرمي بيش از حد هوا
نحوه بررسي نبض:
1- بهترين محل براي گرفتن نبض مچ دست مي‌باشد زيرا در لمس اين ناحيه ، بيمار دچار شرم و حيا نمي‌شود و دسترسي بدان نيز آسان است . همچنين شريان مچ دست ( شريان راديال ) برخلاف ساير شريان ها ( مثل شريان كاروتيد و تمپورال ) مملو از بخار و دخان نمي‌باشد امتياز ديگر شريان ساعد، قرار گرفتن آن در نزديكي و محاذات قلب است .
2- بهتر است بازوي بيمار در حالت آويخته باشد و ساعد نيز با بازو زاوي
نبض شناسي

 
تعريف: نبض حركت شريان ها است كه باعث جذب نسيم بارد و ترويح روح حيواني و دفع بخار حارّ دخاني مي گردد.
اجزاي نبض :
هر نبض متشكل از دو حركت انبساط و انقباض است و دو سكون نيز در فاصله تبديل هريك از اين حركات قرار مي گيرد . به مجموعه يك نبض كامل ، نبضه يا قرعه گفته مي شود كه ساده‌ترين جزء قابل لمس آن حركت انبساطي است.
1- حركت انبساطي : شريان ، خودش را باز مي كند.
2- سكون انبساطي ( ظاهري ، محيطي ) : وقتي حركت انبساطي به آخر مي رسد.
3- حركت انقباضي : عكس حركت انبساطي
4- سكون انقباضي ( باطني ، مركزي ) : زماني كه حركت انقباضي به آخر مي رسد.
شرايط بررسي صحيح نبض :
1- محل معاينه دماي معتدل داشته ، از هرگونه سر و صدا عاري باشد.
2- از آنجا كه بسياري از بيماران در هنگام معاينه ، بر اثر شرايط محيطي يا يادآوري ناراحتي‌هاي دروني دچار اضطراب مي‌شوند بهتر است پزشك پيش از گرفتن نبض ، از بيمار احوالپرسي كند و پس از برقراري ارتباط عاطفي مناسب ، به بررسي نبض نبض بپردازد.
3- پزشك و بيمار مستقيم و روبروي هم قرار بگيرند.
4- هنگام بررسي نبض نبايد بازو و كمر شخص محكم بسته باشد و نيز نبايد چيزي را در دست گرفته باشد.
5- هنگام گرفتن نبض بايد پزشك و بيمار هردو ساكت باشند و از خيره شدن و نگاه مستقيم به يكديگر پرهيز كنند و بهتر است نبّاض چشم ها را ببندد تا ورودي حواس ديگر كمتر شود و تمركز بيشتري ايجاد گردد.
6- بهتر است از قبل ، نبض مريض را در حالت سلامت شناخت تا وقتي فرد دچار اختلالي شد بتوان تفاوت را با قبل آن مقايسه كرد.
7- طبيب نيز بايد در شرايط جسمي و رواني مناسب و معتدل قرار داشته باشد و براي قضاوت باليني دقيق تر و صحيح تر، بايد انگشتان نبّاض از نظر گرمي و سردي، نرمي و سختي، لطافت و غلظت در اعتدال باشد.
عوامل تغيير دهنده نبض :
عوامل زيادي مي‌توانند سبب تغيير نبض در بيمار يا اختلال در دريافت و تشخيص پزشك از نبض شوند كه بي‌توجهي يا در نظر نگرفتن آنها ممكن است باعث تشخيص اشتباه گردد.
برخي از اين عوامل عبارتند از :
* خشم و غضب
* غم اندوه
* شادي بيش از حد
* پراكندگي خاطر و آشفتگي افكار
* اضطراب و نگراني
* ورزش
* تشنگي ، سيري يا گرسنگي مفرط
* بررسي نبض با فاصله اندك از استحمام
* سردي يا گرمي بيش از حد هوا
نحوه بررسي نبض:
1- بهترين محل براي گرفتن نبض مچ دست مي‌باشد زيرا در لمس اين ناحيه ، بيمار دچار شرم و حيا نمي‌شود و دسترسي بدان نيز آسان است . همچنين شريان مچ دست ( شريان راديال ) برخلاف ساير شريان ها ( مثل شريان كاروتيد و تمپورال ) مملو از بخار و دخان نمي‌باشد امتياز ديگر شريان ساعد، قرار گرفتن آن در نزديكي و محاذات قلب است .
2- بهتر است بازوي بيمار در حالت آويخته باشد و ساعد نيز با بازو زاويه 90 درجه بسازد و به جايي تكيه نكند و دست معاينه شونده به پهلو و طوري قرار گيرد كه انگشت كوچك به سمت پايين و انگشت شست به سمت بالا باشد.
3- بايد چهار انگشت پزشك به شكلي روي منطقه انتهاي زند زبرين ( راديوس ) قرار بگيرد كه انگشت سبابه به سمت آرنج و انگشت كوچك به سمت مچ دست معاينه شونده باشد زيرا سبابه در جايي قرار مي‌گيرد كه شريان تازه ظهور پيدا كرده و حركت آن در اينجا ضعيف است و هرچه پايين‌تر مي‌آيد قوي‌تر مي‌شود. با توجه به اينكه گيرنده‌هاي سبابه از همه انگشتان حساس تر و قوي تر است مي‌تواند تغييرات اندك را نيز به خوبي درك كند .
4- در لمس نبض، اولين نكته‌اي كه طبيب بايد به آن توجه كند اين است كه آيا نبض قوي است يا ضعيف، صلب است يا نرم ؟ اگر نبض قوي و صلب باشد بايد انگشتان را با قدرت بر شريان فشار دهد ( البته نه به قدري كه سبب قطع كامل نبض شود ) و اگر نبض ضعيف و نرم بود فشار متوسطي بر شريان وارد كند.
اجناس نبض
هر نبض كامل از ده جنبه قابل بررسي است و براساس هر كدام از اين حالات در مورد وضعيت قواي حيواني و تندرستي يا بيماري فرد قضاوت مي‌شود.
جنس اول : مربوط به مقدار انبساط طولي ، عرضي و عمقي ( ارتفاع ) هر نبض مي شود.
1- طول نبض : برحسب طول متوسط چهار سر انگشت طبيب ميانه اندام .
· تقسيم بندي : طويل ، قصير و معتدل
· دلالت : افزايش و كاهش آن به ترتيب نشانه زياد يا كم بودن حرارت و قوت است.
2- عرض نبض : بر حسب عرض متوسط سر انگشتان طبيب ميانه اندام.
· تقسيم بندي : عريض ، ضيّق و معتدل
· دلالت: نشانه مقدار رطوبت بدن مي باشد و هرچه عرض بيشتر باشد رطوبت بيشتر است .
3- عمق نبض : بنابر ميزان احساس ارتفاع يا بلندي آن تعريف مي شود.
· تقسيم بندي : شاهق ( مشرف ) ، منخفض و معتدل
· دلالت : نشانه اي از ميزان حرارت بدن مي باشد.
جنس اول نبض : تقسيم بندي و معيارها
مقدار انبساط
طولي
طويل : بيش از طول چهار سر انگشت در كنار هم قرارگرفته طبيب است .
قصير : كمتر از طول چهار سر انگشت در كنار هم قرار گرفته طبيب است .
معتدل : به اندازه طول چهار سر انگشت در كنار هم قرار گرفته طبيب است .
عرضي
عريض : مقدار بسياري از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
ضيق: مقدار كمي از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
معتدل : مقدار متوسطي از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
عمقي
مشرف ( شاهق ): بلندي نبض به حدي است كه گويا به سر انگشتان طبيب فرو مي رود.
منخفض : بلندي نبض به حدي است كه فقط سر انگشتان طبيب را لمس مي‌كند.
معتدل : متوسط حالات مشرف و منخفض است . 
جنس دوم : مربوط به شدت ضربه نبض به سر انگشتان طبيب مي باشد.
· تقسيم بندي : قوي ، ضعيف و معتدل
· دلالت : نشانه شدت قوه حيواني مي باشد.
جنس سوم : توصيفي از مدت زمان حركت نبض است .
· تقسيم بندي : سريع ، بطيء و معتدل
· دلالت : سرعت ، نشانه شدت نياز قلب به ترويح و هواي سرد مي باشد.
شکل سرعت نبض: با چه شيبي و در چه زماني حرکت يک نبضه به اوج مي رسد و به اتمام مي رسد . هرچه سرعت بيشتر باشد ( يعني شيب بالارو تندتر باشد) حرارت بيشتر است.
جنس چهارم : توصيفي از مدت سكون و يا به عبارتي فاصله بين دو نبض مي باشد.
· تقسيم بندي : متواتر ، متفاوت و معتدل
جنس پنجم: وضعيت قوام رگ را در هنگام لمس آن توصيف مي كند.
· تقسيم بندي : صلب، لين و معتدل
· دلالت : صلابت نشانه غلبه خشكي و لينت نشانه غلبه تري مزاج است.
جنس ششم : حجم درون عروقي را نشان مي دهد .
· تقسيم بندي : ممتلي ، خالي و معتدلي
· دلالت : نبض ممتلي نشانه كثرت خون و روح حيواني مي باشد و نبض خالي نشانه كمي خون و روح حيواني است.
جنس هفتم : حرارت ملمس نبض را توصيف مي كند.
· تقسيم بندي : حارّ، بارد و معتدل
· دلالت : نشانه ميزان حرارت و خون و روح جاري در عروق است.
جنس هشتم : توصيف كننده همگوني تمامي اجزاء هر نبض و يك نبض نسبت به نبض قبلي و بعدي است اين همساني در موارد طول ، عرض ، ارتفاع ، قوت ، سرعت ، تواتر و صلابت سنجيده مي شود.
· تقسيم بندي : مستوي، غير مستوي ( مختلف )
· دلالت: همگوني اجزاي نبض نشانه عملكرد مناسب بدن مي باشد.
جنس نهم : توصيف كننده وجود يا عدم وجود نظام در حالت « مختلف » مي باشد.
· تقسيم بندي : مختلف منتظم و مختلف غير منتظم
· دلالت : منتظم بر تشابه حال بدن و غير منتظم بر عدم تشابه حالات بدن دلالت مي كند.
جنس دهم : توصيف كننده وزن حركت رگ مي باشد.
· تقسيم بندي : جيدالوزن و غير جيدالوزن ( ردي ءالوزن )
· دلالت:جیدالوزن بر اعتدال حال نبض در انقباض و انبساط دلالت می کند .
ه 90 درجه بسازد و به جايي تكيه نكند و دست معاينه شونده به پهلو و طوري قرار گيرد كه انگشت كوچك به سمت پايين و انگشت شست به سمت بالا باشد.
3- بايد چهار انگشت پزشك به شكلي روي منطقه انتهاي زند زبرين ( راديوس ) قرار بگيرد كه انگشت سبابه به سمت آرنج و انگشت كوچك به سمت مچ دست معاينه شونده باشد زيرا سبابه در جايي قرار مي‌گيرد كه شريان تازه ظهور پيدا كرده و حركت آن در اينجا ضعيف است و هرچه پايين‌تر مي‌آيد قوي‌تر مي‌شود. با توجه به اينكه گيرنده‌هاي سبابه از همه انگشتان حساس تر و قوي تر است مي‌تواند تغييرات اندك را نيز به خوبي درك كند .
4- در لمس نبض، اولين نكته‌اي كه طبيب بايد به آن توجه كند اين است كه آيا نبض قوي است يا ضعيف، صلب است يا نرم ؟ اگر نبض قوي و صلب باشد بايد انگشتان را با قدرت بر شريان فشار دهد ( البته نه به قدري كه سبب قطع كامل نبض شود ) و اگر نبض ضعيف و نرم بود فشار متوسطي بر شريان وارد كند.
اجناس نبض
هر نبض كامل از ده جنبه قابل بررسي است و براساس هر كدام از اين حالات در مورد وضعيت قواي حيواني و تندرستي يا بيماري فرد قضاوت مي‌شود.
جنس اول : مربوط به مقدار انبساط طولي ، عرضي و عمقي ( ارتفاع ) هر نبض مي شود.
1- طول نبض : برحسب طول متوسط چهار سر انگشت طبيب ميانه اندام .
· تقسيم بندي : طويل ، قصير و معتدل
· دلالت : افزايش و كاهش آن به ترتيب نشانه زياد يا كم بودن حرارت و قوت است.
2- عرض نبض : بر حسب عرض متوسط سر انگشتان طبيب ميانه اندام.
· تقسيم بندي : عريض ، ضيّق و معتدل
· دلالت: نشانه مقدار رطوبت بدن مي باشد و هرچه عرض بيشتر باشد رطوبت بيشتر است .
3- عمق نبض : بنابر ميزان احساس ارتفاع يا بلندي آن تعريف مي شود.
· تقسيم بندي : شاهق ( مشرف ) ، منخفض و معتدل
· دلالت : نشانه اي از ميزان حرارت بدن مي باشد.
جنس اول نبض : تقسيم بندي و معيارها
مقدار انبساط
طولي
طويل : بيش از طول چهار سر انگشت در كنار هم قرارگرفته طبيب است .
قصير : كمتر از طول چهار سر انگشت در كنار هم قرار گرفته طبيب است .
معتدل : به اندازه طول چهار سر انگشت در كنار هم قرار گرفته طبيب است .
عرضي
عريض : مقدار بسياري از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
ضيق: مقدار كمي از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
معتدل : مقدار متوسطي از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
عمقي
مشرف ( شاهق ): بلندي نبض به حدي است كه گويا به سر انگشتان طبيب فرو مي رود.
منخفض : بلندي نبض به حدي است كه فقط سر انگشتان طبيب را لمس مي‌كند.
معتدل : متوسط حالات مشرف و منخفض است . 
جنس دوم : مربوط به شدت ضربه نبض به سر انگشتان طبيب مي باشد.
· تقسيم بندي : قوي ، ضعيف و معتدل
· دلالت : نشانه شدت قوه حيواني مي باشد.
جنس سوم : توصيفي از مدت زمان حركت نبض است .
· تقسيم بندي : سريع ، بطيء و معتدل
· دلالت : سرعت ، نشانه شدت نياز قلب به ترويح و هواي سرد مي باشد.
شکل سرعت نبض: با چه شيبي و در چه زماني حرکت يک نبضه به اوج مي رسد و به اتمام مي رسد . هرچه سرعت بيشتر باشد ( يعني شيب بالارو تندتر باشد) حرارت بيشتر است.
جنس چهارم : توصيفي از مدت سكون و يا به عبارتي فاصله بين دو نبض مي باشد.
· تقسيم بندي : متواتر ، متفاوت و معتدل
جنس پنجم: وضعيت قوام رگ را در هنگام لمس آن توصيف مي كند.
· تقسيم بندي : صلب، لين و معتدل
· دلالت : صلابت نشانه غلبه خشكي و لينت نشانه غلبه تري مزاج است.
جنس ششم : حجم درون عروقي را نشان مي دهد .
· تقسيم بندي : ممتلي ، خالي و معتدلي
· دلالت : نبض ممتلي نشانه كثرت خون و روح حيواني مي باشد و نبض خالي نشانه كمي خون و روح حيواني است.
جنس هفتم : حرارت ملمس نبض را توصيف مي كند.
· تقسيم بندي : حارّ، بارد و معتدل
· دلالت : نشانه ميزان حرارت و خون و روح جاري در عروق است.
جنس هشتم : توصيف كننده همگوني تمامي اجزاء هر نبض و يك نبض نسبت به نبض قبلي و بعدي است اين همساني در موارد طول ، عرض ، ارتفاع ، قوت ، سرعت ، تواتر و صلابت سنجيده مي شود.
· تقسيم بندي : مستوي، غير مستوي ( مختلف )
· دلالت: همگوني اجزاي نبض نشانه عملكرد مناسب بدن مي باشد.
جنس نهم : توصيف كننده وجود يا عدم وجود نظام در حالت « مختلف » مي باشد.
· تقسيم بندي : مختلف منتظم و مختلف غير منتظم
· دلالت : منتظم بر تشابه حال بدن و غير منتظم بر عدم تشابه حالات بدن دلالت مي كند.
جنس دهم : توصيف كننده وزن حركت رگ مي باشد.
· تقسيم بندي : جيدالوزن و غير جيدالوزن ( ردي ءالوزن )
· دلالت:جیدالوزن بر اعتدال حال نبض در انقباض و انبساط دلالت می کند .
در ترکیب نبض های مفرد می توان نبض های مرکبی را در نظر گرفت که برخی ازانها نام مشخصی دارند و با تشخیص آنها می توان به وجود بعضی از حالات و یا مشکلات در بدن استدلال نمود . در جدول بعدی به نام ، خصوصیاتو دلالت تعدادی از این نبض ها اشاره شده است .
(برای مطالعه بیشتر ، به کتاب مرو
نبض شناسي

 
تعريف: نبض حركت شريان
 
تعريف: نبض حركت شريان ها است كه باعث جذب نسيم بارد و ترويح روح حيواني و دفع بخار حارّ دخاني مي گردد.
اجزاي نبض :
هر نبض متشكل از دو حركت انبساط و انقباض است و دو سكون نيز در فاصله تبديل هريك از اين حركات قرار مي گيرد . به مجموعه يك نبض كامل ، نبضه يا قرعه گفته مي شود كه ساده‌ترين جزء قابل لمس آن حركت انبساطي است.
1- حركت انبساطي : شريان ، خودش را باز مي كند.
2- سكون انبساطي ( ظاهري ، محيطي ) : وقتي حركت انبساطي به آخر مي رسد.
3- حركت انقباضي : عكس حركت انبساطي
4- سكون انقباضي ( باطني ، مركزي ) : زماني كه حركت انقباضي به آخر مي رسد.
شرايط بررسي صحيح نبض :
1- محل معاينه دماي معتدل داشته ، از هرگونه سر و صدا عاري باشد.
2- از آنجا كه بسياري از بيماران در هنگام معاينه ، بر اثر شرايط محيطي يا يادآوري ناراحتي‌هاي دروني دچار اضطراب مي‌شوند بهتر است پزشك پيش از گرفتن نبض ، از بيمار احوالپرسي كند و پس از برقراري ارتباط عاطفي مناسب ، به بررسي نبض نبض بپردازد.
3- پزشك و بيمار مستقيم و روبروي هم قرار بگيرند.
4- هنگام بررسي نبض نبايد بازو و كمر شخص محكم بسته باشد و نيز نبايد چيزي را در دست گرفته باشد.
5- هنگام گرفتن نبض بايد پزشك و بيمار هردو ساكت باشند و از خيره شدن و نگاه مستقيم به يكديگر پرهيز كنند و بهتر است نبّاض چشم ها را ببندد تا ورودي حواس ديگر كمتر شود و تمركز بيشتري ايجاد گردد.
6- بهتر است از قبل ، نبض مريض را در حالت سلامت شناخت تا وقتي فرد دچار اختلالي شد بتوان تفاوت را با قبل آن مقايسه كرد.
7- طبيب نيز بايد در شرايط جسمي و رواني مناسب و معتدل قرار داشته باشد و براي قضاوت باليني دقيق تر و صحيح تر، بايد انگشتان نبّاض از نظر گرمي و سردي، نرمي و سختي، لطافت و غلظت در اعتدال باشد.
عوامل تغيير دهنده نبض :
عوامل زيادي مي‌توانند سبب تغيير نبض در بيمار يا اختلال در دريافت و تشخيص پزشك از نبض شوند كه بي‌توجهي يا در نظر نگرفتن آنها ممكن است باعث تشخيص اشتباه گردد.
برخي از اين عوامل عبارتند از :
* خشم و غضب
* غم اندوه
* شادي بيش از حد
* پراكندگي خاطر و آشفتگي افكار
* اضطراب و نگراني
* ورزش
* تشنگي ، سيري يا گرسنگي مفرط
* بررسي نبض با فاصله اندك از استحمام
* سردي يا گرمي بيش از حد هوا
نحوه بررسي نبض:
1- بهترين محل براي گرفتن نبض مچ دست مي‌باشد زيرا در لمس اين ناحيه ، بيمار دچار شرم و حيا نمي‌شود و دسترسي بدان نيز آسان است . همچنين شريان مچ دست ( شريان راديال ) برخلاف ساير شريان ها ( مثل شريان كاروتيد و تمپورال ) مملو از بخار و دخان نمي‌باشد امتياز ديگر شريان ساعد، قرار گرفتن آن در نزديكي و محاذات قلب است .
2- بهتر است بازوي بيمار در حالت آويخته باشد و ساعد نيز با بازو زاويه 90 درجه بسازد و به جايي تكيه نكند و دست معاينه شونده به پهلو و طوري قرار گيرد كه انگشت كوچك به سمت پايين و انگشت شست به سمت بالا باشد.
3- بايد چهار انگشت پزشك به شكلي روي منطقه انتهاي زند زبرين ( راديوس ) قرار بگيرد كه انگشت سبابه به سمت آرنج و انگشت كوچك به سمت مچ دست معاينه شونده باشد زيرا سبابه در جايي قرار مي‌گيرد كه شريان تازه ظهور پيدا كرده و حركت آن در اينجا ضعيف است و هرچه پايين‌تر مي‌آيد قوي‌تر مي‌شود. با توجه به اينكه گيرنده‌هاي سبابه از همه انگشتان حساس تر و قوي تر است مي‌تواند تغييرات اندك را نيز به خوبي درك كند .
4- در لمس نبض، اولين نكته‌اي كه طبيب بايد به آن توجه كند اين است كه آيا نبض قوي است يا ضعيف، صلب است يا نرم ؟ اگر نبض قوي و صلب باشد بايد انگشتان را با قدرت بر شريان فشار دهد ( البته نه به قدري كه سبب قطع كامل نبض شود ) و اگر نبض ضعيف و نرم بود فشار متوسطي بر شريان وارد كند.
اجناس نبض
هر نبض كامل از ده جنبه قابل بررسي است و براساس هر كدام از اين حالات در مورد وضعيت قواي حيواني و تندرستي يا بيماري فرد قضاوت مي‌شود.
جنس اول : مربوط به مقدار انبساط طولي ، عرضي و عمقي ( ارتفاع ) هر نبض مي شود.
1- طول نبض : برحسب طول متوسط چهار سر انگشت طبيب ميانه اندام .
· تقسيم بندي : طويل ، قصير و معتدل
· دلالت : افزايش و كاهش آن به ترتيب نشانه زياد يا كم بودن حرارت و قوت است.
2- عرض نبض : بر حسب عرض متوسط سر انگشتان طبيب ميانه اندام.
· تقسيم بندي : عريض ، ضيّق و معتدل
· دلالت: نشانه مقدار رطوبت بدن مي باشد و هرچه عرض بيشتر باشد رطوبت بيشتر است .
3- عمق نبض : بنابر ميزان احساس ارتفاع يا بلندي آن تعريف مي شود.
· تقسيم بندي : شاهق ( مشرف ) ، منخفض و معتدل
· دلالت : نشانه اي از ميزان حرارت بدن مي باشد.
جنس اول نبض : تقسيم بندي و معيارها
مقدار انبساط
طولي
طويل : بيش از طول چهار سر انگشت در كنار هم قرارگرفته طبيب است .
قصير : كمتر از طول چهار سر انگشت در كنار هم قرار گرفته طبيب است .
معتدل : به اندازه طول چهار سر انگشت در كنار هم قرار گرفته طبيب است .
عرضي
عريض : مقدار بسياري از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
ضيق: مقدار كمي از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
معتدل : مقدار متوسطي از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
عمقي
مشرف ( شاهق ): بلندي نبض به حدي است كه گويا به سر انگشتان طبيب فرو مي رود.
منخفض : بلندي نبض به حدي است كه فقط سر انگشتان طبيب را لمس مي‌كند.
معتدل : متوسط حالات مشرف و منخفض است . 
جنس دوم : مربوط به شدت ضربه نبض به سر انگشتان طبيب مي باشد.
· تقسيم بندي : قوي ، ضعيف و معتدل
· دلالت : نشانه شدت قوه حيواني مي باشد.
جنس سوم : توصيفي از مدت زمان حركت نبض است .
· تقسيم بندي : سريع ، بطيء و معتدل
· دلالت : سرعت ، نشانه شدت نياز قلب به ترويح و هواي سرد مي باشد.
شکل سرعت نبض: با چه شيبي و در چه زماني حرکت يک نبضه به اوج مي رسد و به اتمام مي رسد . هرچه سرعت بيشتر باشد ( يعني شيب بالارو تندتر باشد) حرارت بيشتر است.
جنس چهارم : توصيفي از مدت سكون و يا به عبارتي فاصله بين دو نبض مي باشد.
· تقسيم بندي : متواتر ، متفاوت و معتدل
جنس پنجم: وضعيت قوام رگ را در هنگام لمس آن توصيف مي كند.
· تقسيم بندي : صلب، لين و معتدل
· دلالت : صلابت نشانه غلبه خشكي و لينت نشانه غلبه تري مزاج است.
جنس ششم : حجم درون عروقي را نشان مي دهد .
· تقسيم بندي : ممتلي ، خالي و معتدلي
· دلالت : نبض ممتلي نشانه كثرت خون و روح حيواني مي باشد و نبض خالي نشانه كمي خون و روح حيواني است.
جنس هفتم : حرارت ملمس نبض را توصيف مي كند.
· تقسيم بندي : حارّ، بارد و معتدل
· دلالت : نشانه ميزان حرارت و خون و روح جاري در عروق است.
جنس هشتم : توصيف كننده همگوني تمامي اجزاء هر نبض و يك نبض نسبت به نبض قبلي و بعدي است اين همساني در موارد طول ، عرض ، ارتفاع ، قوت ، سرعت ، تواتر و صلابت سنجيده مي شود.
· تقسيم بندي : مستوي، غير مستوي ( مختلف )
· دلالت: همگوني اجزاي نبض نشانه عملكرد مناسب بدن مي باشد.
جنس نهم : توصيف كننده وجود يا عدم وجود نظام در حالت « مختلف » مي باشد.
· تقسيم بندي : مختلف منتظم و مختلف غير منتظم
· دلالت : منتظم بر تشابه حال بدن و غير منتظم بر عدم تشابه حالات بدن دلالت مي كند.
جنس دهم : توصيف كننده وزن حركت رگ مي باشد.
· تقسيم بندي : جيدالوزن و غير جيدالوزن ( ردي ءالوزن )
· دلالت:جیدالوزن بر اعتدال حال نبض در انقباض و انبساط دلالت می کند .
در ترکیب نبض های مفرد می توان نبض های مرکبی را در نظر گرفت که برخی ازانها نام مشخصی دارند و با تشخیص آنها می توان به وجود بعضی از حالات و یا مشکلات در بدن استدلال نمود . در جدول بعدی به نام ، خصوصیاتو دلالت تعدادی از این نبض ها اشاره شده است .
(برای مطالعه بیشتر ، به کتاب مروری بر کلیات طب سنتی ایران ، تالیف آقایان دکتر محسن ناصری ، دکتر حسین رضایی زاده ، دکتر رسول چوپانی و دکتر مجید انوشیروانی مراجعه نمایید )
 
ها است كه باعث جذب نسيم بارد و ترويح روح حيواني و دفع بخار حارّ دخاني مي گردد.
اجزاي نبض :
هر نبض متشكل از دو حركت انبساط و انقباض است و دو سكون نيز در فاصله تبديل هريك از اين حركات قرار مي گيرد . به مجموعه يك نبض كامل ، نبضه يا قرعه گفته مي شود كه ساده‌ترين جزء قابل لمس آن حركت انبساطي است.
1- حركت انبساطي : شريان ، خودش را باز مي كند.
2- سكون انبساطي ( ظاهري ، محيطي ) : وقتي حركت انبساطي به آخر مي رسد.
3- حركت انقباضي : عكس حركت انبساطي
4- سكون انقباضي ( باطني ، مركزي ) : زماني كه حركت انقباضي به آخر مي رسد.
شرايط بررسي صحيح نبض :
1- محل معاينه دماي معتدل داشته ، از هرگونه سر و صدا عاري باشد.
2- از آنجا كه بسياري از بيماران در هنگام معاينه ، بر اثر شرايط محيطي يا يادآوري ناراحتي‌هاي دروني دچار اضطراب مي‌شوند بهتر است پزشك پيش از گرفتن نبض ، از بيمار احوالپرسي كند و پس از برقراري ارتباط عاطفي مناسب ، به بررسي نبض نبض بپردازد.
3- پزشك و بيمار مستقيم و روبروي هم قرار بگيرند.
4- هنگام بررسي نبض نبايد بازو و كمر شخص محكم بسته باشد و نيز نبايد چيزي را در دست گرفته باشد.
5- هنگام گرفتن نبض بايد پزشك و بيمار هردو ساكت باشند و از خيره شدن و نگاه مستقيم به يكديگر پرهيز كنند و بهتر است نبّاض چشم ها را ببندد تا ورودي حواس ديگر كمتر شود و تمركز بيشتري ايجاد گردد.
6- بهتر است از قبل ، نبض مريض را در حالت سلامت شناخت تا وقتي فرد دچار اختلالي شد بتوان تفاوت را با قبل آن مقايسه كرد.
7- طبيب نيز بايد در شرايط جسمي و رواني مناسب و معتدل قرار داشته باشد و براي قضاوت باليني دقيق تر و صحيح تر، بايد انگشتان نبّاض از نظر گرمي و سردي، نرمي و سختي، لطافت و غلظت در اعتدال باشد.
عوامل تغيير دهنده نبض :
عوامل زيادي مي‌توانند سبب تغيير نبض در بيمار يا اختلال در دريافت و تشخيص پزشك از نبض شوند كه بي‌توجهي يا در نظر نگرفتن آنها ممكن است باعث تشخيص اشتباه گردد.
برخي از اين عوامل عبارتند از :
* خشم و غضب
* غم اندوه
* شادي بيش از حد
* پراكندگي خاطر و آشفتگي افكار
* اضطراب و نگراني
* ورزش
* تشنگي ، سيري يا گرسنگي مفرط
* بررسي نبض با فاصله اندك از استحمام
* سردي يا گرمي بيش از حد هوا
نحوه بررسي نبض:
1- بهترين محل براي گرفتن نبض مچ دست مي‌باشد زيرا در لمس اين ناحيه ، بيمار دچار شرم و حيا نمي‌شود و دسترسي بدان نيز آسان است . همچنين شريان مچ دست ( شريان راديال ) برخلاف ساير شريان ها ( مثل شريان كاروتيد و تمپورال ) مملو از بخار و دخان نمي‌باشد امتياز ديگر شريان ساعد، قرار گرفتن آن در نزديكي و محاذات قلب است .
2- بهتر است بازوي بيمار در حالت آويخته باشد و ساعد نيز با بازو زاويه 90 درجه بسازد و به جايي تكيه نكند و دست معاينه شونده به پهلو و طوري قرار گيرد كه انگشت كوچك به سمت پايين و انگشت شست به سمت بالا باشد.
3- بايد چهار انگشت پزشك به شكلي روي منطقه انتهاي زند زبرين ( راديوس ) قرار بگيرد كه انگشت سبابه به سمت آرنج و انگشت كوچك به سمت مچ دست معاينه شونده باشد زيرا سبابه در جايي قرار مي‌گيرد كه شريان تازه ظهور پيدا كرده و حركت آن در اينجا ضعيف است و هرچه پايين‌تر مي‌آيد قوي‌تر مي‌شود. با توجه به اينكه گيرنده‌هاي سبابه از همه انگشتان حساس تر و قوي تر است مي‌تواند تغييرات اندك را نيز به خوبي درك كند .
4- در لمس نبض، اولين نكته‌اي كه طبيب بايد به آن توجه كند اين است كه آيا نبض قوي است يا ضعيف، صلب است يا نرم ؟ اگر نبض قوي و صلب باشد بايد انگشتان را با قدرت بر شريان فشار دهد ( البته نه به قدري كه سبب قطع كامل نبض شود ) و اگر نبض ضعيف و نرم بود فشار متوسطي بر شريان وارد كند.
اجناس نبض
هر نبض كامل از ده جنبه قابل بررسي است و براساس هر كدام از اين حالات در مورد وضعيت قواي حيواني و تندرستي يا بيماري فرد قضاوت مي‌شود.
جنس اول : مربوط به مقدار انبساط طولي ، عرضي و عمقي ( ارتفاع ) هر نبض مي شود.
1- طول نبض : برحسب طول متوسط چهار سر انگشت طبيب ميانه اندام .
· تقسيم بندي : طويل ، قصير و معتدل
· دلالت : افزايش و كاهش آن به ترتيب نشانه زياد يا كم بودن حرارت و قوت است.
2- عرض نبض : بر حسب عرض متوسط سر انگشتان طبيب ميانه اندام.
· تقسيم بندي : عريض ، ضيّق و معتدل
· دلالت: نشانه مقدار رطوبت بدن مي باشد و هرچه عرض بيشتر باشد رطوبت بيشتر است .
3- عمق نبض : بنابر ميزان احساس ارتفاع يا بلندي آن تعريف مي شود.
· تقسيم بندي : شاهق ( مشرف ) ، منخفض و معتدل
· دلالت : نشانه اي از ميزان حرارت بدن مي باشد.
جنس اول نبض : تقسيم بندي و معيارها
مقدار انبساط
طولي
طويل : بيش از طول چهار سر انگشت در كنار هم قرارگرفته طبيب است .
قصير : كمتر از طول چهار سر انگشت در كنار هم قرار گرفته طبيب است .
معتدل : به اندازه طول چهار سر انگشت در كنار هم قرار گرفته طبيب است .
عرضي
عريض : مقدار بسياري از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
ضيق: مقدار كمي از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
معتدل : مقدار متوسطي از عرض سر انگشتان را مي گيرد.
عمقي
مشرف ( شاهق ): بلندي نبض به حدي است كه گويا به سر انگشتان طبيب فرو مي رود.
منخفض : بلندي نبض به حدي است كه فقط سر انگشتان طبيب را لمس مي‌كند.
معتدل : متوسط حالات مشرف و منخفض است . 
جنس دوم : مربوط به شدت ضربه نبض به سر انگشتان طبيب مي باشد.
· تقسيم بندي : قوي ، ضعيف و معتدل
· دلالت : نشانه شدت قوه حيواني مي باشد.
جنس سوم : توصيفي از مدت زمان حركت نبض است .
· تقسيم بندي : سريع ، بطيء و معتدل
· دلالت : سرعت ، نشانه شدت نياز قلب به ترويح و هواي سرد مي باشد.
شکل سرعت نبض: با چه شيبي و در چه زماني حرکت يک نبضه به اوج مي رسد و به اتمام مي رسد . هرچه سرعت بيشتر باشد ( يعني شيب بالارو تندتر باشد) حرارت بيشتر است.
جنس چهارم : توصيفي از مدت سكون و يا به عبارتي فاصله بين دو نبض مي باشد.
· تقسيم بندي : متواتر ، متفاوت و معتدل
جنس پنجم: وضعيت قوام رگ را در هنگام لمس آن توصيف مي كند.
· تقسيم بندي : صلب، لين و معتدل
· دلالت : صلابت نشانه غلبه خشكي و لينت نشانه غلبه تري مزاج است.
جنس ششم : حجم درون عروقي را نشان مي دهد .
· تقسيم بندي : ممتلي ، خالي و معتدلي
· دلالت : نبض ممتلي نشانه كثرت خون و روح حيواني مي باشد و نبض خالي نشانه كمي خون و روح حيواني است.
جنس هفتم : حرارت ملمس نبض را توصيف مي كند.
· تقسيم بندي : حارّ، بارد و معتدل
· دلالت : نشانه ميزان حرارت و خون و روح جاري در عروق است.
جنس هشتم : توصيف كننده همگوني تمامي اجزاء هر نبض و يك نبض نسبت به نبض قبلي و بعدي است اين همساني در موارد طول ، عرض ، ارتفاع ، قوت ، سرعت ، تواتر و صلابت سنجيده مي شود.
· تقسيم بندي : مستوي، غير مستوي ( مختلف )
· دلالت: همگوني اجزاي نبض نشانه عملكرد مناسب بدن مي باشد.
جنس نهم : توصيف كننده وجود يا عدم وجود نظام در حالت « مختلف » مي باشد.
· تقسيم بندي : مختلف منتظم و مختلف غير منتظم
· دلالت : منتظم بر تشابه حال بدن و غير منتظم بر عدم تشابه حالات بدن دلالت مي كند.
جنس دهم : توصيف كننده وزن حركت رگ مي باشد.
· تقسيم بندي : جيدالوزن و غير جيدالوزن ( ردي ءالوزن )
· دلالت:جیدالوزن بر اعتدال حال نبض در انقباض و انبساط دلالت می کند .
در ترکیب نبض های مفرد می توان نبض های مرکبی را در نظر گرفت که برخی ازانها نام مشخصی دارند و با تشخیص آنها می توان به وجود بعضی از حالات و یا مشکلات در بدن استدلال نمود . در جدول بعدی به نام ، خصوصیاتو دلالت تعدادی از این نبض ها اشاره شده است .
(برای مطالعه بیشتر ، به کتاب مروری بر کلیات طب سنتی ایران ، تالیف آقایان دکتر محسن ناصری ، دکتر حسین رضایی زاده ، دکتر رسول چوپانی و دکتر مجید انوشیروانی مراجعه نمایید )
 
ری بر کلیات طب سنتی ایران ، تالیف آقایان دکتر محسن ناصری ، دکتر حسین رضایی زاده ، دکتر رسول چوپانی و دکتر مجید انوشیروانی مراجعه نمایید )